تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
سورهء مؤمن ( 40 ) آيهء 2 فروفرستاديم نامه ، يعنى قرآن را از خداى بىهمتاى دانا . ( ترجمهء تفسير طبرى 6 / 1587 ) فرودآمدن كتاب از خداى غالب دانا . ( روض الجنان 17 / 2 ) آيهء 15 برداشته پايگاهها و درجاتها خداوند عرش بفرستد جبريل را از فرمان او بر آنك خواهد از بندگان او تا بيم كند روز بهم رسيدن . ( ترجمهء تفسير طبرى 6 / 1589 ) بردارندهء درجات است خداوند عرش ، برافگند وحى از فرمان خود بر آن‌كه خواهد از بندگانش تا بترساند از روز قيامت . ( روض الجنان 17 / 4 ) آيهء 39 اى گروه بدرستى كه اين زندگانى اين جهان برخورداريست ، و بدرستى كه آن جهان آنست خانه قرارگاه و آرامش . ( ترجمهء تفسير طبرى 6 / 1593 ) اى قوم اين زندگانى سراى دنيا متاعى است ، و سراى بازپسين است كه سراى آرام است . ( روض الجنان 17 / 24 ) سورهء محمّد ( 47 ) آيهء 4 و چون برسيد بدان كسها كه كافر شدند [ ببايد زد ] گردنها ، تا چون سست كرده باشيد سخت كنيد بندها را ، [ يا منّت بايد نهادن ، يعنى آزاد بايد كردن سپس آن يا باز يابد فروختن ] تا بنهند گروه حرب سلاحهاى آن ، و آن ، اگر خواهد خداى عزّ و جلّ داد خواهد از ايشان ، و لكن بيازمايد برخى از شما ببرخى ، و آنكسها كه كشته شوند اندر راه خداى ، خداى عزّ و جلّ نه گم كند كردار ايشان . ( ترجمهء تفسير طبرى 6 / 1692 ) چون هستى آنان را كه كافر بودند زدن گردنها تا آنگه كه بسيار بكشى از ايشان ، استوار كنى بند را يا منّت نهى پس از آن و يا فدا كنى تا فرونهد كارزار سلاحهايش آن و اگر خواهد خداى كينه بكشد از ايشان و لكن تا بيازمايد بهرى را به بهرى و آنان كه كارزار كنند در ره خداى ، باطل نكند كارهاى ايشان . ( روض الجنان 17 / 288 )