با توجّه به نمونههاى بالا ، چنين استنباط مىشود كه در پارهاى موارد ترجمه كاملا يكى است ، و اين تشابه در صورت كلمات و كميت حروف نيز گهگاه صادق است .
بديهى است نسبت اين تشابه گاه در حدّ اختلاف يك حرف يا صورت يك كلمه متغير مىشود . امّا آنچه مسلّم است اين نكته مىباشد كه تناسبى معقول و تشابهى منطقى بين دو ترجمه هست . در ديگر آيات اين تشابه در درجهاى نازلتر از اين مقدار است تا آنجا كه دو ترجمه نسبت به هم كمتر تجانسى دارند .
2 . در پارهاى موارد اختلافى بين دو ترجمه مشاهده مىشود . وجوه اين اختلاف ممكن است به جهاتى چند بوده باشد ، از آن جمله است طرز جملهبندى و بيان مطلب و همچنين انتخاب معادل فارسى براى كلمهء تازى ، يا آنكه توضيح مترجم در موردى كه بيشتر جاى تفسير دارد و نه معنى ، و سرانجام احتمال ضبط حكم و انتخاب قراءتى از قراآت خاص است كه ترجمه را دگرگون مىكند . نمونههاى زير مبيّن اين معنى است :
سورهء يس ( 36 ) آيهء 10 و همسانست بر ايشان كه آگاه كنىشان و اگر نه آگاه كنىشان نه گروند .
( ترجمهء تفسير طبرى 6 / 1496 )
راست است بر ايشان اگر بترسانى ايشان را و اگر نترسانيشان ايمان نيارند .
( روض الجنان 16 / 130 )
آيهء 67 و اگر خواهيم از حال مردمى بگردانيديمى بر جايهاى ايشان ، نه توانستند گذشتن و نه باز آمدن .
( ترجمهء تفسير طبرى 6 / 1501 )
و اگر ما خواهيم بگردانيم صورت ايشان بر جاى خود نتوانند گذشتن و باز نيايند .
( روض الجنان 16 / 164 )
سورهء صافّات ( 37 ) آيهء 25 چيست شما را كه نه باز داريد از خويشتن .
( ترجمهء تفسير طبرى 6 / 1518 )
چه بود شما را كه يارى نمىكنى يكديگر را .
( روض الجنان 16 / 174 )
يادنامه طبرى ( فارسى ) — صفحة 308
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٣٠٨