تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
و دوا كوتاه شده ، و قلبش از علل مادى و طبيعى مأيوس گشته و مضطرّ شود و توجه به وسايط نداشته باشد ، و گرنه مضطرّ نخواهد بود ، و حال دعا و دعا براى او و از او محقَّق نخواهد شد . س . براى استجابت دعا چه چيزى معتبر است ؟ ج . خداوند متعال مىفرمايد : « ادْعُونِى أَسْتَجِبْ لَكُمْ » « 1 » ؛ مرا بخوانيد ، تا دعايتان را اجابت نمايم . از اين آيه شريفه برمىآيد كه در استجابت دعا دو چيز معتبر است : يكى اين‌كه : شخص حقيقتاً دعا كند و راستى بخواهد ، و از قبيل سخريّه و استهزا ، يا عدم التفات نباشد ؛ زيرا مىفرمايد : « ادْعُو » ؛ ( بخوانيد ) . دوم اين‌كه : خدا را بخواند چنان‌كه مىفرمايد : « نِى » ؛ ( مرا ) و قطع علايق از غير خدا كند ، و خيال نكند كه مستقلًا از وسايط كارى ساخته است . س . خداوند متعال در آيهء ذيل چه مىخواهد بفرمايد : « وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِى عَنِّى فَإِنِّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِى وَلْيُؤْمِنُوا بِى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ » « 2 » ؛ و هرگاه بندگان من ، از تو دربارهء من بپرسند [ بگو : ] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند ، اجابت مىكنم ، پس آنان به من پاسخ مثبت دهند و به من ايمان آورند ، باشد كه رشد يابند . ج . اين آيهء شريفه به دعاكردن ترغيب مىكند . گويا خداوند متعال مىخواهد بفرمايد : من به دعا و دعاكنندگان علاقه‌مند هستم و بندگانم را به دعا و نيايش و عرض حاجت به درگاهم مىخوانم ، پس آنان به نداى من لبّيك گويند : « فَلْيَسْتَجِيبُوا لِى » و شرط استجابت دعا را دو چيز ذكر مىنمايد : يكى اصل دعا و حقيقتاً درخواست نمودن ، كه
هامش
( 1 ) . غافر ( 40 ) : 60 . ( 2 ) . بقره ( 2 ) : 186 .