ج . مطلق به اين معنا است كه حقيقتاً بخواهد و خدا را بخواند و « ادْعُونِى » باشد ، يعنى : اوّلًا دعوت و خواستن و طلب خواستن و طلب باشد ، و راستى بخواهد نه اين كه لقلقهء زبان باشد كه لفظ « ادْعُو » آن را مىرساند .
دوم اينكه از خدا بخواهد كه لفظ « نِى » اين معنا را مىرساند .
بنابراين ، اگر دل دعاكننده به هزارجا توجه داشته باشد ، در آنجا « ادْعُو » يعنى دعوت و خواستن محقّق نيست ، زيرا بىتوجه است .
و اگر به يك سبب از هزاران اسباب خارجى اعتماد كند ، از خدا نخواسته و در اينجا « نِى » محقّق نيست ، مانند بيمارى كه دلبند طبيب و دواست و آنها را نيز مؤثر مىداند و توجه ندارد كه « لامُؤَثِّرَ فِى الْوُجودِ الَّا اللَّه » ( هيچ تأثيرى در پهنهء هستى به جز خداوند وجود ندارد . )
بر اين پايه ، اجابت دعا و قبولى آن ، دو قيد و شرط دارد : يكى ، دعوت يعنى خواستن ؛ دوم ، از خدا خواستن و لاغير . و اين شرط جهت اجابت دعا از آيهء ديگر نيز استفاده مىشود آنجا كه مىفرمايد :
« وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِى عَنِّى فَإِنِّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ » « 1 » ؛ و هرگاه بندگان من ، از تو دربارهء من بپرسند ، [ بگو : ] من نزديكم ، و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند ، اجابت مىكنم .
خداوند متعال در اين آيهء شريفه مىفرمايد : « أُجِيبُ دَعْوةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ » پس شرط اوّل اجابت ، آن است كه دعاكننده حقيقتاً دعا كند « دَعْوةَ الدّاعِ » و به راستى بخواهد ، و شرط دوم اينكه خدا را بخواند « إِذا دَعانِ » و از او بخواهد .
اگر اين دو شرط كه از « دَعا » و « نِى » استفاده مىشود تحقق يافت ، به نصّ قرآن دعا به هدف اجابت رسيده و ردّ نخواهد شد . مانند دعاى بيمارى كه دستش از طبيب
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) : 186 .