اين بنده كه سالها انتظار چنين پژوهشى را بر دل داشتم ، به محض نشر آن ، بهويژه آنكه ظاهرى آراسته و زيبا داشت و چشم را مىنواخت و هوس خريد را بر دل مىنشاند ( كه هر آنچه ديده بيند دل كند ياد ! ) آن را تهيه كردم و از آن بهرهها گرفتم . در اين تورّقها و درنگريستنها متأسفانه به مواردى از اغلاط ، وارونهسازى ، تحريف و تصحيف برخوردم ، درنگريستن بسيار ، اين گونه كاستىها را بيشتر در پيش چشمم نهاد . پس مجلد دوم را به دقت نگريستم ، شگفتا از اين همه سهلانگارى ، ديمىكارى و مآلًا تباهسازى ؛ و مىپندارم اگر اندكى از بسيار را كه در اين صفحات گزارش مىكنم ، خواننده بنگرد ترديد نخواهد كرد كه اين بزرگوار و يا بزرگواران ، « كشتى » استوار و ساخته و پرداختهء آن محدث جليل را شكستهاند و كتاب را تباه ساختهاند . و يادآورى كنيم كه اين همه از جلد اوّل است و موارد بسيار معدودى از جلد دوم ، تو خود « حديث مفصّل بخوان از اين مجمل » .
تصحيف واژهها
در اين چاپ ، متأسفانه بسيارى از كلمات تصحيف شده است ، و ديگرسانى واژهها گاه معناى روايت را يكسر دگرگون كرده است . براى نمونه ، يونس بن حبيب نحوى كه عثمانى بوده است از خليل بن احمد فراهيدى دربارهء على عليه السلام سؤال مىكند ، و خليل چون آهنگ پاسخ مىكند ، مىگويد : كتمان آنچه را مىگويم ضمانت مىكنى ؟
« أقد ضمنتَ لى الكتمان ؟ » . اين جمله در اين تحقيق چنين آمده است : « لقد ضَمِنتَ لى الكتمان » « 1 » .
در مقامى ديگر آمده است : « و من بدع الثالث اتمامه الصلاة بمنى بعد ستّ سنين من خلافته ، فأمر عليّاً أن يصلّى بالناس القصر تماماً . . . » « 2 » كه درست آن : « أن يصلى
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 185 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 244 .