مأثورات صحيح السند و مسلّم الصدور را نقل و روايت كرده است . و گفتنى است كه در آغاز هر عمل يا هر زيارت يا هر دعا ، اسناد و منابع خود را نقل مىكند . و شايان ذكر است كه در جايى از كتاب ، از بىروشى و بىمبالاتى بعضى از كاتبان يا مؤلفانِ مجموعههاى ادعيه به شدت و با غيرت دينى و امانت علمى قابل ستايشى انتقاد مىكند .
دربارهء دعا
دعا در حوزهء همه اديان الهى و توحيدى ، به عنوان رابطهء روحى يا قلبى مؤمنان با خداوند شناخته شده است و روح و جان و جوهر دين است . دين و ايمان بدون دعا تحقق ندارد . دعا دو گونه يا سه گونه است . 1 ) ستايش خداوند و سپاس از او . مانند « لا حول و لا قوة الّا باللَّه » ، و « الحمدللَّه رب العالمين » . 2 ) درخواست حاجت و عرض نياز به درگاه خداوند كه تابع زبان و بيان خاصى نيست . البته اديان مختلف ، زبان مقدس خاص خود را دارند كه در فرهنگ اسلام و تشيع ، اين زبان مقدس و رسمى ، كه زبان وحى نامهء قرآنى هم هست ، عربى است . 3 ) گفتيم كه دعا براى ما اگر چه بهتر است به زبان مقدس اسلام يعنى عربى باشد ، ولى محدود و مقيد به آن نيست و به ياد داريم كه موسى عليه السلام به شبانى كه به زبان و بيان چوپانى خود با خداوند مناجات مىكرد ، ابتدا ايراد گرفت ، بعد به رهنمود وحى الهى هشيار شد ، و گفت :
هيچ آدابى و تكليفى مجو * هرچه مىخواهد دل تنگت بگو
حتى مىتوان قائل به دعاى خاموش و بدون لفظ و عبارت هم شد . همين است كه حضرت حق در حديث قدسى مىفرمايد : « أنا عند المنكسرة قلوبهم » ( من با دل شكستگانم ) و همين است كه حضرت ابراهيم عليه السلام در پاسخ جبرئيل كه از او پرسيدند چه درخواستى دارد تا به خداوند برساند ، فرمود : « علمه بحالي حسبي من سؤالي » ( آگاهى او از حال من ، مرا از درخواست كردن بىنياز مىگرداند ) . خداوند سميع الدعا