برخاست ، يك تنه ايستاد و گفت : « أُبايعُك على ما بعثك اللَّه » ؛ يا رسول اللَّه من با توبيعت مىكنم چون تو مبعوث خدا هستى . آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « فَاسمَعوا له وَأطيعُوا » . ( كه مشروح آن در تاريخ طبرى آمده است ) . مردى كه براى خدا دست بيعت به پيامبر صلى الله عليه و آله مىدهد بايد اطاعت او را نمود و فرمان او را برد . آن دل پاك ، اميرالمؤمنين عليه السلام ، يك تنه كنار پيامبر صلى الله عليه و آله و در مقابل تمام آن دشمنان ايستادگى كرد ؛ و جمع كوچك پيامبر صلى الله عليه و آله ، على عليه السلام ، و خديجه عليها السلام توانست در مدت 23 سال آنقدر پيشرفت كند كه پيامبر صلى الله عليه و آله حكومت اسلامى را تشكيل دهد و به دستور پروردگار بنيادى بنا نهد كه تا خدا خدايى مىكند دين اسلام برقرار و پا برجا بماند . و بعد از او هم خلفاى معصومينش يكى پس از ديگرى ، در هر زمان به مقتضاى آن زمان و به مقتضاى آن مقطع ، دين خدا را حفظ كردند و هريك به ديگرى بدون كوچكترين لغزش و انحراف و تغييرى پيام را سپردند . آنان اصل دين را بيان كردند و مطالب را براى مردم آشكار نمودند و گستردند و ناگفته چيزى را نگذاشتند . آنچه در قرآن آمده بود و پيامبر صلى الله عليه و آله به اختصار بيان فرموده بود ، على عليه السلام آن را توضيح داد و اعمال كرد .
سپس نوبت به امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام و حضرت سجاد عليه السلام رسيد ، تا دوران حضرت باقر عليه السلام كه فرصتى پيدا شد . فرصتى كه امام باقر عليه السلام فوراً از آن به نفع اسلام سود جست و از جنگ و اختلاف عباسيان با امويان در جهت پىريزى دانشگاه شيعى استفاده كرد . امام جعفر صادق عليه السلام هم به دنبال پدر گام برمىدارد ، و خط پدر را دنبال مىكند ، و فرياد و خروش او را فراگير مىسازد ؛ قرآن را تفسير مىكند ، احاديث را بيان مىنمايد و در آن محيطى كه فرزند امام يعنى امام مفترض الطاعه را قطعه قطعه مىكنند و ذرارى او را مانند اسراى روم سوق مىدهند ، در چنين محيطى براى هميشه مكتبى بنيان مىگذارد و شاگردانى تربيت مىكند كه نمونهاى در تمام اعصار باشند .
من خيال مىكنم كارى كه در آن عصر انجام گرفته و مذهب ما را به نام مذهب جعفرى ساختهاند اين است كه مطالب را از جنبه علمى و از جنبه منطقى براى مردم
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٥٠