آسوده مىكند به تنهايى بتواند تمام مشكلات ناشى از ابعاد گوناگون بشر را حل نمايد .
من همهء آنچه كه شما مىخواهيد در اختيار شما مىگذارم ، و با اينكه طلبهاى ناتوان بيش نيستم ( و گرچه چند صباحى به نجف رفته و در محضر مقدس اساتيد حوزه نجف اشرف ، در كنار قبر مولى الموالى اميرالمؤمنين عليه السلام تا حدّ توان خود استفاده نمودهام ) ولى آنقدر در اين كار ساعى و عاشق هستم كه آنچه كتاب لازم داشته باشيد و در كتابخانهء ما هم نباشد تهيه كرده و در اختيار شما قرار دهم . و در مدتى كه شما در حجره خود هستيد هيچ كس از شما ملاقات نخواهد كرد ، اما هر وقت خسته شديد من را صدا بزنيد تا در كنار شما بنشينم كه اگر بحثى بود استفاده كنم .
ايشان از اين استقبال ممنون شده ، بسيار لطف و محبت كردند . من قادر به بازگويى آن همه محبت نيستم ، ليكن بايد بگويم : خداست كه دو انسان را آنقدر به هم علاقهمند مىكند كه در اثر داشتن هدفى واحد ، يكى گردند ، يكجور بينديشند ، و يكنواخت گام بردارند . من خودم در يك حجره درس مىگفتم و ايشان هم در حجره ديگر كاملًا راحت بود . نمىدانم دقيقاً چند سال طول كشيد . ولى همه روزه ( غير از محرم و صفر كه به منبر مىرفت ) او از صبح تا ظهر يكسره در آن حجره مشغول نگارش بود . اما متأسفانه دست اجل روزگار عمر او را سپرى كرد و پس از عاشوراى 1396 ( مطابق با 23 ديماه 1354 ) در سن 56 سالگى او را به ارباب بزرگوارش ملحق ساخت . او با يك دنيا عشق و علاقه آنچه توانست نوشت و يادداشت نمود تا جان به جان آفرين تسليم كرد .
حقيقت مطلب اين است كه من ديگر اطلاعى از نوشتجات نداشتم كه به كجا رسيد و چگونه ضبط گرديد ؛ تا اينكه فرزند گرانمايهاش آن جوان برومندى كه بايد گفت :
حقاً پسر آن پدر است و ثمره آن درخت بارور و نتيجه آن اسوه حسنه ، با اينكه به تدريس در مدرسه اشتغال دارد و عهدهدار امور خانواده به تمام معنى الكلمه مىباشد ، ولى عشق و علاقه او و دين و اخلاصش او را يارى مىكند تا اين اثر پر ارزش پدر
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٤٧