موزهها آثارى از همان عصر و پس از آن عصر تا زمانى كه رشته تربيت باقى مانده و مكتب تشيّع به صورت رسمى و گسترده در هر شهر و ديارى برپا بوده بيابيد . الآن اين كتابها زنده است و درس مىدهد و همه را آشنا مىسازد . امروزه كسانى كه آشنايى با مكتب تشيّع ندارند وقتى اين كتابها را مىخوانند سر تسليم فرود مىآورند ، و اظهار عجز مىكنند ، و اظهار مىنمايند كه ديگران چه ظلمى به جامعه بشريت نمودهاند كه از اين مكتب آنها را دور نگاه داشتهاند .
آيا سزاوار است در اين موقع ما هم ساكت بنشينيم ؟ آيا ما فقط بايد در مرگ بزرگانمان عزا برپا كنيم ؟ يا به جاى اينكه بنشينيم و گريه كنيم و اشك بريزيم و وفادارى كنيم و قدردانى از زحمات آنها نماييم ، بايد مكتب را بزرگ كرد ، بايد افراد را تربيت كرد ، بايد آن قوه ايمان و توفيق موفقيتى كه براى ديگران بوده است پيدا كرد ؛ شاگرد بايد تربيت كرد ، بايد كسانى را تربيت كرد كه در مقابل دنياى مادى بايستند و همهء زحمات خودشان را در اين راه صرف كنند ، آن هم براى خدا . بايد مانند حاج شيخ عباس محدّث قمىها تربيت كرد . اگر مرحوم كلينىها ، صدوقها ، طوسىها ، مجلسىها و محدّث قمىها و مانند اينها مىخواستند فقط غصه اسلام را بخورند و هيچ كار فرهنگى و تربيتى انجام ندهند ، مكتب ما امروز وضع ديگرى داشت و شايد اثرى از آن نبود . آنان با نيت خالص و احساس مسؤوليت هرچه تمامتر كار كردند ، مطالب علمى را نوشتند و پراكندند ، و چه آثار گرانبهايى در دوران عمر بابركت خود آفريدند . آنان با چه قلمهايى مىنوشتند ؟ با چه فكرهايى كار مىكردند ؟ چه خصايصى داشتند كه خدا اين همه توفيق به آنان عنايت كرده بود . اينها را كه به آسانى نمىشود به دست آورد ، چيزى نيست كه انسان بگويد اگر امروز فلان عالم مرد فردا از خارج وارد مىكنيم و سينهء او را مىشكافيم و علوم را در سينه او مىريزيم .
اى آقايان ! اى بزرگان ! اى مسلمانها ! اى كسانى كه مراجع شيعه هستيد و در كرسى رياست و آقايى برقراريد ، مشكل ما اين است كه امروزه در حال از دست دادن كسانى
شناخت نامه محدث قمى ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص١٥٢