راه و رسم را از ياد برده است و حال آنكه به كرسى نشاندن حقيقت در موضوعات مورد گفتگو ، با سخنان ناخوشآيند ، ميسر نمىشود و نيز شيوه كتابهاى تراجم و شرح احوال بر اين استوار نيست . آيا نمىنگرى كه شيخ حر عاملى محدث ، با آنكه از استوانههاى محدثين است ، در كتابِ امل الامل ، در شرح حال افراد و مدح و ثنا تفاوتى ميان مجتهدين و اخباريان و محدثين و اصوليون نگذاشته است و در ترجمهء همهء افراد و ويژگىهاى آنان ، دانش و رفتار و پارسايى و تقواى آنان را برشمرده است . « 1 » شيخ عباس قمى در حديث و تاريخ ، شاگرد محدث نورى بود ، و از وى در دانش حديث اجازه روايت دريافت كرده بود « 2 » .
محدث قمى ، كوشش مىكرد احاديث منزه و بدون پيرايه را گرد آورد و آنها را به دور از دروغ و پيرايه ، در اختيار علاقهمندان قرار بدهد .
از دغدغههاى وى ، راهيابى و نفوذ خرافه و تحريف به مراثى ، ادعيه و زيارتنامهها بود . مىديد روز به روز برشمار كتابهاى دعا و زيارت افزوده مىشود و كتابهاى پرمحتوا و مستند از صحنه خارج و به جاى آنها دعاهاى بىمدرك به مسجدها و منزلها راه مىيابند و در دسترس مؤمنان قرار مىگيرند . او از يك سو مىديد كه زيارتنامهها به دلخواه افراد و مرثيهها به دلخواه مرثيهسرايان كم و زياد مىگردند و هر روز مراثى و روضههاى خودساخته در عراق ، ايران ، هند و . . . به بازار سرازير مىشوند ؛ و از ديگر سوى مىديد عالمان دين در برابر اين بدعت زشت ، زبان به اعتراض نمىگشايند ، از اين روى به تلاش برخاست و همت گمارد و در كتابهاى گوناگون خود ، نسبت به رواج اينگونه زيارتنامهها و مرثيهها و دعاها هشدار داد . در
هامش
( 1 ) . همان ، ص 65 .
( 2 ) . نقباء البشر ، آقابزرگ تهرانى ، ج 3 ، ص 999 ، دارالمرتضى مشهد ، 1404 ق .