به ضرب گلوله شكمت را . . . پاره و پردود خواهيم كرد » . « 1 » از زاويه ديگر ، محدث قمى ، عالمى بود آزاده و باانصاف ، حقيقت را از هركس پذيرا بود . زبان طعن و عيبجويى نداشت . و تلاشها و كارهاى درخشان ديگران را كتمان نمىكرد كه با نگاهى به نوشتههاى او ، از جمله الكنى والالقاب ، هدية الاحباب ، فوائد الرضويه و . . . مىتوان به اين مطلب پى برد . وى در مقام نقد سخنان بزرگان ، همهء جوانب را رعايت مىكند و سخت محتاطانه گام برمىدارد و گاه با رمز ابراز نظر مىكند ، تا تنها خواص آن را دريابند « 2 » .
محدث قمى ، در واكنش به آنچه مؤلف روضات الجنات درباره ابندريد نوشته بود ، مىنويسد :
بر فرض كه ابن دريد سنّى باشد ، ليكن تعبير كردن جناب شما از او به . . . خارج از قانون ادب و بيرون از تاريخنگارى است و شايسته است كه هر كه كتابى مىنويسد ، به احكام و اتقان او پردازد و كلمات زشت و قبيحه در آن ذكر ننمايد و چنان نويسد كه موافق و مخالف ، به خواندن آن رغبت نمايند ، مانند تأليفات سيدالمتكلمين . . .
ميرحامد حسين هندى . . . بلكه هرگاه دو عالم با هم محاجّاتى پيدا كردند و بعضى كلمات براى هم گفتند يا نوشتند ، آن را هم نقل نكند « 3 » .
محدث قمى ، در شرح حال امين استرآبادى ، پس از ستايش از داورى شايسته صاحب روضات درباره ابوالعتاهيه از شاعران معروف ، بر وى خرده مىگيرد كه چرا اين سيرت نيك را همهجا پيش نگرفته و گاه راه و رسم تاريخنگارى را از ياد مىبرد و درباره مخالفان زبان تند و تيز و نا خوشآيند را به كار مىگيرد :
صاحب روضات ، كه رحمت خدا بر او باد ، در شرح صاحب ترجمه و همانند او ، اين
هامش
( 1 ) . مفاخر اسلام ، على دوانى ، ج 11 ، بخش يكم ، ص 344 ، 350 .
( 2 ) . فوائد الرضويه ، شيخ عباس قمى ، ج 1 ، ص 379 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 399 .