بدهم . يا محمد ! هر كه اين دعاى بزرگوار حبّى را بخواند يا با خود دارد بيامرزم او را و شرم دارم كه عذاب كنم . الخ .
و شايسته است كه انسان از شنيدن اينها عوض خنده ، گريه كند « 1 » .
محدث قمى در كتاب هدية الزائرين نيز از زيارتسازى افراد بىسواد و بىبصيرت شكوه سر مىدهد و با عبارتهاى گوناگون نگرانى عميق خود را ابراز مىدارد .
و يادآور مىشود : با آنكه درباره امام حسين عليه السلام زياراتى مستند موجود است و شيخ صدوق در من لا يحضره الفقيه ، صحيحترين زيارتها را گرد آورده و تأكيد كرده كه اين زيارتها كفايت است و نيازى به ديگر زيارتها نيست ، باز عدهاى از روضهخوانان عوام ، دست به زيارتسازى زده و به نام زيارت مفجعه در اين ميراث بزرگ دست بردهاند .
اما عوام كالانعام را ، كه نه خود بصيرتى دارند و نه از بصيرى پرسش مىكنند ، شيطان از فيض غالب زيارات مأثوره و ثواب الفاظ مرويه محروم كرده ، زيارت بافته آخوند بىخبر ، يا روضهخوان بىسوادى كه اسم آن را زيارت مفجعه گذاشته به دست ايشان داده ، به همان مشغول و مشعوف و از آب زلال گوارا به سرابى قانع و از طلاى احمر بىغش ، به سفالى راضى . از آن جعّال بىسواد كسى نپرسيده كه در تمام زيارات مأثوره از ائمه طاهرين ، هرگز اسمى از خواهران و دختران مكرمات آن حضرت برده نشد و مناسبتى هم ندارد ، سبب اين فضولى چيست ؟ كسى نپرسيده كه اين « عاتكه » و يا « عاتقه » و « صفيه » كيانند ؟ دختر كى ، زن كى ، در كدام كتاب مذكورند ؟ و به چه مناسبت سلام بر ايشان كردى و هكذا والحق اين زيارت و دعاى بافتهء عارف سنى :
الهى باخصّ صفاتك . الخ . بعد از آن چون جمع شود مقصد شيطان ، كه محروم
هامش
( 1 ) . مفاتيح الجنان ، شيخ عباس قمى ، ص 710 ، انتشارات فاطمه الزهراء ، قم ، 1377 .