كلام و تقدس آن و تأثير گذارى در دلها گردد و عامل رونق و پيشرفت كار وى شود ؟
ظاهرا واقعيتهاى گوناگون مرتبط با وحى محمّدى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم اين داورى را مردود مىشمارد . اين سخن در شيوهء كار سياستمداران عالم كه در راه رسيدن به مقاصد خويش استفاده از هر ابزارى را مجاز مىشمارند موجّه است . اين همان تئورى است كه قايل به تمايز ميان انگيزه و انگيخته است . اما سيرهء علمى و عملى پيامبر به تصديق قطعى تاريخ چنين نبوده است . تعليم و حيانى او اثبات مىكند كه از ديدگاه وى براى رسيدن به مقصد حق - كه تنها از طريق وسايل حق مىتوان راه سپرد - از ابزار باطل هرگز سودى بر نمىخيزد ، كه زيان مىانگيزد :
وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً . . .
« 1 »
پيامبر دعوت راستين خويش را همان سان كه متوجه راهنمايى مردم مىدانست ، خود را نيز در مقابل آن مسؤول و پايبند مىشمرد :
فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ
. « 2 »
احساس مسؤوليت پيامبر آن گونه همراه با مراقبت خويش بود كه مىفرمود :
ما أَدْرِي ما يُفْعَلُ بِي
. « 3 »
آن گرامى آنسان پى جوى رضاى محبوب خويش بود كه به آسانى از تمنيّات درونى خويش مىگذشت . در احد وقتى مشركان عموى عزيزش حمزه را مثله كردند ، او به عنوان يك انسان به طور طبيعى خواهان مقابله به مثل بود ، اما سروش حقّ اين پيام را بر او رساند :
وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ .
« 4 »
بىدرنگ راه عفو را - كه خدا مىپسنديد - برگزيد . « 5 »
هامش
( 1 ) اعراف / 58 .
( 2 ) اعراف / 6 .
( 3 ) احقاف / 9 .
( 4 ) نحل / 126 .
( 5 ) ر . ك : الميزان ، 12 / 377 .