نشانههاى آشنا
فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِينَ
. « 1 »
لازمهء اين سخن وجود ترديد در گيرندهء وحى قرآنى نيست ، بلكه نشانگر نوعى متد اثباتى اقناع آميز نسبت به مبدأ غيب وحى است . « 2 »
از اين پس سراسر فصلهاى گوناگون و متناوب وحى كه به منظور راهنمايى و بشارت و هشدار آگاهى بخشى جامعه بر پيامبر نازل مىشود ، همواره اين نكته را در پى دارد كه هرگز اين مفاهيم متعالى مربوط به كاينات و آغاز و فرجام هستى ، حقايق تاريخى ، معيارهاى اخلاقى ، مفاهيم اجتماعى و جز آن در مجموعهء دانش متعارف ذهنى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و معاصران او عنوان نبوده است . اين مفاهيم آن قدر گسترده ، دقيق و گرانمايهاند كه به وضوح جنبهء ماوراى مادى مبدأ وحى را نمودار مىسازند :
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
. « 3 »
مفهوم اين گونه خطابها كه غالبا همراه با اعتراف گيرى از شخص پيامبر در تعبير « بگو » ( قل ) است ، اين واقعيت را پيش رو مىنهد كه حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در نگاه قرآن داراى دو گونه فكر كاملا متمايز است « 4 » : يك دسته معرفتهاى شخصى كه او نيز همانند ساير انسانهاى هم عصر خويش از آنها برخوردار است . و يك سلسله معرفتهايى كه فراتر از افق انديشهء عقلى و ذهنى اوست . اين دو دسته آگاهى هيچ وجه اشتراكى با همديگر ندارند و نقطهء پيدايش معرفتهاى وحيانى او يكباره و
هامش
( 1 ) يونس / 94 .
( 2 ) ر . ك : الميزان ، 10 / 122 .
( 3 ) شورى / 52 .
( 4 ) الميزان ، 18 / 77 ، نيز : قرآن پديدهاى شگفت ، ص 130 به بعد .