مىنماييم . مفاد عمومى اين آيات تطابق و هماهنگى كامل قرآن با همان نشانههايى است كه در تورات و انجيل مىبوده است .
فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِينَ
. « 1 »
روشن است كه مفهوم اين آيه اثبات ترديد در پيامبر اكرم در مصدر الهى وحى نمىباشد ، بلكه اين شيوه استدلال مماشات و مجارات با خصم ، و در افاده مقصود رساتر است .
وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ
. « 2 »
يا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ آمِنُوا بِما نَزَّلْنا مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ
. « 3 »
نمىتوان گفت كه چون بسيارى از مطالب قرآن مشابه كتب آسمانى پيشين است ، مأخذ قرآن همان كتب است ، زيرا اين مشابهتها دليل وحدت دين الهى است كه همه از سوى خداى يگانه نازل شدهاند ، و نه اقتباس قرآن از آنها . از سوى ديگر قرآن ناقد و اصلاح كننده بسيارى از تحريفهايى است كه توسط انسان به اين كتب راه يافته است . همچنين قرآن افقهايى از معارف متعالى را پيش روى بشريت قرار داد كه هيچ گونه پيشينهاى نداشته است .
هامش
( 1 ) يونس / 94 .
( 2 ) بقره 101 .
( 3 ) نساء / 48 .