و انّ عليه لطلاوة و انّ اعلاة لمثمر و انّ اسفله لمغدق و انّه ليعلوا و لا يعلى عليه . « 1 »
عتبة بن ربيعة از بزرگان قريش براى محاجه و اقناع پيامبر به محضر آن جناب آمد . رسول اكرم آيات آغازين سوره فصلّت را بر او تلاوت كرد . وقتى برگشت اظهار داشت : « سوگند به خدا سخنى شنيدم كه مانند آن را تاكنون نشنيدهام آن شعر و سحر و كهانت و غيره نبوده ، بلكه نبأ عظيمى است ! » « 2 » و از اين دست داوريها ، پر نمونه است و نيازمند تأليفى مستقل . اكنون سزاست برخى از عناصرى كه باعث زيبايى و رسايى وجه ظاهرى و سيماى برونى قرآن كريم است ، مورد توجه قرار گيرد .
آرايههاى سيماى قرآن
اول : ژرفايى و حكمت آموزى واژگان .
گزينش و چينش واژهها در قرآن كريم در پرتو حكمت و دقت صورت پذيرفته است . مثلا « ظلمات » كه گزارشگر مصاديق و نمودهاى گوناگون گمراهى است ، به صورت جمع آمده است ، ولى « نور » كه كنايه از صراط مستقيم و هدايت الهى است ، به صورت مفرد آمده است . ( بقره / 154 ) دو صفت متغاير براى زمين به اقتضاى مورد متفاوت آمده است :
وَ تَرَى الْأَرْضَ هامِدَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ
« 3 » ،
وَ مِنْ آياتِهِ أَنَّكَ تَرَى الْأَرْضَ خاشِعَةً فَإِذا أَنْزَلْنا عَلَيْهَا الْماءَ اهْتَزَّتْ .
« 4 »
هر يك از اين دو آيه منعكس كننده ويژگى خاصى است . در آيه اول كه سياق آن پيرامون بعث و حشر مردگان است ، تعبير « هامده » كه به مفهوم بىحركتى و فقدان حيات است تناسب دارد . در آيه دوم كه سياق آيه به عبادت و خشوع مىپردازد ،
هامش
( 1 ) تفسير المنار 1 / 199 .
( 2 ) سيره ابن هشام 1 / 313 .
( 3 ) حج / 5 .
( 4 ) فصلت / 39 .