مختصرى از اول قرآن تا سورهء اعراف ، در تبريز نوشته بود كه در قم نيز نخست همان را تدريس مىنمود ؛ اما پس از مدتى به درخواست علاقهمندان ، نگارش تفسيرى را به روش جديد و با بهرهگيرى از علوم مختلف در سال 1374 شروع كرد و آن را در شب قدر ماه مبارك رمضان سال 1392 به پايان رساند . علامه همزمان با نوشتن اين تفسير به تدريس آن نيز مشغول بود . اين تفسير در همان هنگام به فارسى ترجمه شد . « 1 »
تفسير نمونه
آخرين تفسيرى كه در اين تحقيق به طرح ديدگاههاى آن پرداختهايم ، تفسير « نمونه » است كه به دليل سلامت نثر ، سادگى بيان و روزآمد بودن محتواى آن و توجه به مسايل عينى و گرههاى مطرح ذهنى نسل جوان ، مورد توجه عموم مردم در ايران قرار گرفته است و بارها چاپ شده است .
« نمونه » تفسيرى كامل از قرآن به زبان پارسى است كه در 27 مجلد ، در مدت 14 سال سامان يافته است . جلد اوّل آن در سال 1352 و آخرين مجلد آن در سال 1366 به چاپ رسيده است .
اين تفسير حاصل همكارى گروهى دين پژوه در اقدامى بىسابقه است كه تلاشى نو را در عرصهء تفسير رقم زدهاند و براى اولين بار ، كار گروهى را در تفسير قرآن تجربه كردهاند : جمعى 10 نفره كه بعدها به 7 نفر تقليل يافتند « 2 » با اشراف و نظارت و هماهنگ سازىهاى آية اللّه مكارم شيرازى ، تلاش خود را سامان دادهاند . « 3 »
اين جمع كه در دههء حساس 50 با يكديگر هم پيمان شدهاند ، چنان چه خود در مقدمهء جلد اوّل ، تبيين كردهاند ، از دو جبهه اسلام را در معرض هجوم مىيافتند :
از يك سو سيل پرسشها ، شبهات و نيازهاى زمان ، اسلام را براى پاسخگويى به
هامش
( 1 ) . على الاوسى ، روش علامه طباطبائى در تفسير الميزان ، ص 59 - 65 ؛ مهر تابان ( گردآورنده سيد محمد حسين حسينى تهرانى ) ، ص 41 .
( 2 ) . اسامى اين ده نفر : محمد رضا آشتيانى ، محمد جعفر امامى ، داوود الهامى ، اسد اللّه ايمانى ، عبد الرسول حسنى ، سيد حسن شجاعى ، سيد نور اللّه طباطبائى ، محمود عبد اللهى ، محسن قرائتى ، محمد محمدى در نهايت سه نفر آقايان الهامى ، ايمانى و طباطبائى همكارىشان با اين مجموعه قطع شد .
( 3 ) . براى آشنايى بيشتر با چگونگى تقسيم كار و مراحل تهيه ، تنظيم و تدوين ، ر . ك : ج 1 ، ص بيست و يك و بيست و دو ؛ ج 27 ، ص 483 - 487 .