قد استوا بشر على العراق * من غير سيف و دم مهراق
« 1 »
مطلب ديگرى كه اين نظريه را تأييد مىكند اينستكه در بيشتر آياتى كه مشتمل بر استواء بر عرش مىباشد ، در قبل و بعد آيه صحبت از خلقت آسمانها و زمين و تدبير امور عالم آفرينش و بيان مظاهر قدرت بىپايان الهى است و اين مىرساند كه منظور از استواء بر عرش بيان قدرت خداست و اينكه او بر ملك هستى استيلا و غلبه دارد .
ما تصور مىكنيم اين نظريه داراى يك نقص است و آن اينكه طبق اين نظريه حقيقتى به نام « عرش » وجود ندارد و عرش كنايه از قدرت الهى است درحاليكه با توجه به آيات و روايات نمىتوان به چنين مطلبى ملتزم شد بلكه از آيات و روايات چنين برمىآيد كه خداوند ، موجود خاصى به نام عرش دارد كه غير از آسمانها و زمين است و در روز قيامت هشت فرشته آن را حمل خواهد كرد .
با توجه به مطلب بالا مىگوئيم بدون شك موجودى به نام عرش وجود دارد منتهى ما از حقيقت آن بىخبريم و البته در آياتى كه تعبير استواء بر عرش آمده مىتوانيم آن را به استيلاء خداوند بر نظام آفرينش حمل كنيم .
كرسى
كرسى در لغت به معناى تخت است و اين واژه به همين معنى در خود قرآن كريم آمده است :
وَ لَقَدْ فَتَنَّا سُلَيْمانَ وَ أَلْقَيْنا عَلى كُرْسِيِّهِ جَسَداً
« 2 »
همانا سليمان را امتحان كرديم و بر تخت او جسدى را انداختيم .
قرآن كريم از يك نوع كرسى خبر داده كه مخصوص خداوند است و آن كرسى به
هامش
( 1 ) - اللوامع الالهيه ، ص 105 .
( 2 ) - سوره ص ، آيه 34 .