قرآن را همان واداشتن مردم به تفكر اعلام مىكند :
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
« 1 »
و براى تو ذكر را نازل كرديم تا به مردم بيان كنى چيزى را كه بر آنها نازل شده و شايد آنها تفكر كنند .
طبق اين آيه هدف از نزول قرآن دو چيز بوده است يكى رساندن سخن خدا به مردم و ديگرى وادار كردن مردم به تفكر و انديشيدن و اين مىرساند كه ابلاغ پيامهاى الهى به مردم بدون اينكه آنها از درون خود حركتى بكنند و بينديشند مفيد فايده نيست همانگونه كه تفكر انسان بدون راهنمائى وحى الهى به جائى نمىرسد . و اين هر دو بايد در كنار هم باشد تا انسان به زندگى انسانى دست پيدا كند و اين همان مضمونى است كه در روايات عقل آمده :
عن هشام عن موسى بن جعفر قال : يا هشام ان لله على الناس حجتين حجة ظاهرة و حجة باطنة فاما الظاهرة فالرسل و الانبياء و الائمة و اما الباطنة فالعقول « 2 »
امام موسى بن جعفر به هشام فرمود : اى هشام خداوند را براى مردم دو حجت مىباشد حجت ظاهرى و حجت باطنى حجت ظاهرى انبياء و امامان هستند و حجت باطنى همان عقلهاى آنهاست .
خداوند كه انسان را به تفكر و تدبر دعوت كرده ، ابزار آن را نيز در اختيار انسان قرار داده است اين ابزار دو نوع است :
نوع اول : ابزارى كه در درون انسان قرار دارد مانند چشم و گوش و خرد كه
هامش
( 1 ) - سوره نحل ، آيه 44 .
( 2 ) - اصول كافى ج 1 ص 19 .