براستى چگونه ممكن است كه خداوند خود نگهبان قرآن باشد و در عين حال كسانى براى اعمال غرضهاى شيطانى خود در آيات قرآنى دست ببرند و چيزى را بر آن بيفزايند و يا چيزى را از آن بكاهند . چنين چيزى امكان ندارد .
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ
« 1 »
زبان خود را حركت نده تا به آن ( قرآن ) عجله كنى همانا برماست جمعآورى و خواندن آن و چون آن را خوانديم تو از خواندن آن پيروى كن سپس بر ماست بيان آن .
اين آيه در مجموع دلالت دارد بر اينكه خواندن و جمعآورى قرآن و سپس بيان آن به عهده خداوند است و بنابراين كسانى نمىتوانند در مقام جمعآورى و خواندن قرآن چيزى بر آن بيفزايند و يا از آن بكاهند .
بطور كلى عنايت خاص پروردگار به قرآن كريم كه از اين آيات و آيات ديگر بدست مىآيد ، خود تضمينى است بر سلامت قرآن از هر نوع تحريف و تغييرى كه دستهاى ناپاك و غرضآلودى بخواهند در آن اعمال كنند و همين عنايت خاص خداوند است كه از آستين فرزندان قرآن به درآمد و با همتى بلند قرآن را همچون جان خود عزيز داشتند و نگذاشتند كلمهاى كم و زياد شود . يك نمونه از اين اهتمام ، داستان ابوذر غفارى است كه در مجلس عثمان بن عفان بر سر اثبات حرف واو در اول جمله
وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ
« 2 » با كعب الاحبار قاطعانه برخورد كرد .
اين در حالى است كه كتب آسمانى ديگر مانند تورات و انجيل تحريف شدهاند و دست خيانت و سودجوئى در آنها بازى كرده و از اعتبار انداخته است :
هامش
( 1 ) - سوره قيامت ، آيات 16 - 19 .
( 2 ) - سوره توبه ، آيه 34 .