طولانى و دو برابر « س » مىباشد و بوقف نزديكتر است مانند آيات 71 و 74 و 77 سورهء كهف در كلمهء «
فَانْطَلَقا
- پس روان شدند و رفتند » و آيات 33 و 38 سورهء عنكبوت در كلمات «
لا تَحْزَنْ
- اندوهگين مشو » و «
مِنْ مَساكِنِهِمْ
- از مسكنهايشان » كه به نظر بعضى قراء سكتهء طولانى دارد و به همين سبب در بعضى قرآنهاى قديمى بالاى كلمات نامبرده « قفه » نوشته شده است .
ق - علامت قيل عليه الوقف ( گفته شده بر آن وقف است ) مىباشد كه وقف بر آن بقول ضعيف جايز است بنا بر اين وصل آن اولى است و به همين سبب در بعضى قرآنهاى قديمى پهلوى « ق » كلمهء « صلى » كه نشانهء اولويت وصل است نگاشته شده مانند آيهء 67 سورهء انفال :
تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا
ق صلى
وَ اللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
( شما جنگجويان مال و متاع دنيا را ميخواهيد و خدا آخرت را اراده مىكند ) .
قلا ( بكسر قاف ) - نشانهء قيل لا وقف عليه ( گفته شده بر آن وقف نيست ) مىباشد كه وقف بر بقول ضعيف جايز نيست بنا بر اين وقف بر آن اولى است .
صل ( بكسر اول ) - فعل امر و علامت وصل است كه متأخّرين بجاى « لا » نويسند .
صلى ( بفتح صاد ) - نشانهء الوصل أولى من الوقف و اولويت وصل است كه متأخّرين بجاى « ز » وضع نمودهاند .
صق ( بكسر اول ) - علامت وصل بما قبل است يعنى از آنجا شروع نشود بلكه مانند « لا » بما قبل وصل گردد و غالبا در وقفهاى معانقه به كار ميرود .
صب ( بكسر صاد ) - نشانهء وصل بما بعد است كه بر خلاف « صق » بوده و غالبا در وقفهاى معانقه نوشته مىشود .
جه ( بكسر اول ) - علامت وجه له في الوقف است كه مانند « صق » علامت وقف مرخص است .
ك - نشانهء « كذلك » و تساوى حكم محل با ما قبل آنست يعنى با وقف قبلى يكسان است و غالبا بعد از وقف جايز نگاشته مىشود .