حرف ردع و وقف و وصل آن
ردع ( بفتح اول و سكون دوم ) يعنى رد كردن و انكار مطلب ما قبل و اثبات جملهء ما بعد و « كلّا » را كه بمعنى چنين نيست حرف ردع گويند .
در قرآن مجيد كلمهء مزبور سى و سه بار در 15 سوره در نيمهء دوم كتاب اللّه ذكر شده كه باتفاق علماى علم قرائت و تفسير در 7 موضع براى رد كردن مطلب ما قبل و اثبات جملهء ما بعد است و بايد بر « كلّا » وقف شود نه بر ما قبل آن و در 26 موضع ديگر نيز بعضى آن را براى رد كردن مطلب ما قبل دانند و برخى ( از جمله ابو حاتم از علماى علم قرائت و تفسير ) آن را براى تنبيه و آگاه ساختن مخاطب بر بطلان كلامش دانسته بر ما قبل « كلّا » وقف نمودهاند و گروهى در 26 موضع مذكور بما قبل و ما بعد آن وصل كردهاند .
مواضع هفتگانه عبارتند از :
1 - آيات 78 و 79 سورهء مريم :
أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً
لا
كَلَّا
ط ( كافرى كه ادعا مىكند كه به او اولاد و مال زياد داده خواهد شد آيا اطلاع بر غيب يافته و يا از نزد خداوند رحمن عهد و پيمانى گرفته ؟ نچنان است كه ميگويد ) .
2 - آيات 81 و 82 سورهء مريم :
وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا
لا
كَلَّا
ط ( غير از خدا ، معبودان ديگر گرفتند تا براى آنان مايهء عزت باشند - نچنان است ) .
3 - آيات 14 و 15 سورهء شعراء :
وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ
ج صلى
قالَ كَلَّا
ج ( و براى فرعونيان بر من گناهى است كه يكى از ايشان را كشتهام و به گمان آنها من گناهكارم پس ميترسم از اينكه مرا بكشند - خداوند بموسى فرمود نچنان است ) .