4 - آيهء 14 سورهء مطفّفين :
كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ
( نچنان است بلكه زنگ گرفته و هواى نفس بر دلهاى كافران غلبه كرده آنچه از اعمال زشت كسب ميكنند ) كه كلمهء « بل » سكته دارد و ادغام « لام » در « راء » جايز نيست زيرا مشتبه بيك كلمه گردد - حمزه و كسائى و ابو بكر كلمهء « ران » را امالهء كبرى نمودهاند چه الف آن منقلب از ياء يعنى از « رين » است .
تبصره - سكته در مواضع چهارگانهء فوق بنا بطريقهء حفص راوى عاصم است و ساير قراء بدون سكته و حتى با ادغام خواندهاند .
علاوه بر مواضع چهارگانهء فوق ، بعضى قراء در پنج موضع زير هم سكته دادهاند كه مراعاتش چندان لزومى ندارد :
1 - آيهء 23 سورهء اعراف :
قالا رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا
سكته
وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ
( آدم و حوّاء گفتند پروردگارا بنفس خود ستم كرديم و اگر ما را نيامرزى و رحم نكنى هر آينه البته از زيانكاران باشيم ) .
2 - آيهء 184 سورهء اعراف :
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا
سكته
ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ
( آيا انديشه نميكنند كه در محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مصاحب آنان هيچ جنونى نيست ) .
3 - آيهء 29 سورهء يوسف :
يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا
سكته
وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ
( اى يوسف از اين مطلب بگذر و آن را نديده بگير و اى زليخا براى گناهت آمرزش بخواه ) .
4 - آيهء 66 سورهء يوسف :
قالَ
سكته
اللَّهُ عَلى ما نَقُولُ وَكِيلٌ
( يعقوب گفت خداوند بر آنچه ميگوئيم وكيل و ناظر سخنان ما است ) .
5 - آيهء 23 سورهء قصص :
قالَتا لا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ
سكته
وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ
( دو دختر شعيب بموسى گفتند گوسفندان خود را آب نميديهم تا شبانان گوسفندان خود را باز گردانند و پدر ما پيرى است كهنسال ) .
قفه - يعنى وقف كن آن را كه نشانهء وقف بطريق سكته است ليكن سكتهء آن