گذشت تخفيف و تازه كردن نفس است كه با سكون مناسبت دارد بنا بر اين كلماتى كه حرف آخر آنها مفتوح ، مكسور ، مضموم ، مجرور ، مرفوع باشند بطريق اسكان وقف ميشوند و در برخى موارد روم و اشمام نيز اعمال ميگردد و كلماتى كه حرف آخر آنها تاء تأنيث و يا منصوب باشد بقاعدهء ابدال وقف ميگردند و طرق ديگر وقف زياد معمول نيست و در اختلاف قرائات به كار ميرود و كسانى كه آشنائى كامل بقرائات گوناگون دارند مىتوانند تمام موارد نامبرده را هنگام قرائت به كار بندند .
كسكسة - كشكشة
كسكسة - مصدر و لغت قبيلهء بنى بكر است كه نوعى از وقف بطريق الحاق مىباشد و عبارتست از الحاق حرف سين بكاف خطاب مؤنث لفظا در حال وقف مانند :
1 -
وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ
( و گفته شد اى زمين آبت را فرونه - آيهء 43 سورهء هود ) .
2 -
قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ
( فرشته بمريم گفت اين است و جز اين نيست كه من فرستادهء پروردگار تو هستم - آيهء 18 سورهء مريم ) كه كلمات آخر هر دو آيه هنگام وقف « مائكس - ربّكس » خوانده مىشود كشكشة - مصدر و لغت قبيلهء بنى تميم است كه نوعى از وقف بطريق ابدال مىباشد و عبارت از بدل كردن كاف خطاب مؤنث است لفظا به شين در حال وقف مانند :
1 -
يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ
( اى يوسف از اين مطلب بگذر و آن را نديده بگير و اى زليخا براى گناه خود آمرزش بخواه - آيهء 29 سورهء يوسف ) 2 -
إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ
( بدرستيكه ما موسى را بسوى تو كه مادرش هستى رد كنندهايم - آيهء 7 سورهء قصص ) كه كلمات آخر هر دو آيه هنگام وقف « لذنبش - إليش » خوانده مىشود بقسمى كه ابن حاجب در كتاب شافيه تصريح نموده اگر كاف خطاب مؤنث را