تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سر البيان في علم القرآن ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
تبصرهء 2 - غرض از روم و اشمام ، امتياز ميان سكون اصلى و عارضى است تا حركت ساقط شده معلوم گردد زيرا سكون اصلى ، روم و اشمام ندارد . تبصرهء 3 - روم و اشمام در سه مورد جايز نيست : الف - در تاء تأنيث زيرا بقاعدهء ابدال به « هاء » وقف مىشود و حركتى ندارد مانند :
الْجَنَّةَ
. ب - در ميم جمع چه مبنى بر سكون است و حركتى ندارد كه شنونده يا ناظر آن را هنگام وقف معلوم سازد مانند :
إِنَّهُمْ
-
رَبَّكُمُ
-
بِهِمْ
-
جاءَكُمْ
-
أَبْصارِهِمْ
. ج - در حركت عارضى زيرا در حال وقف ، ساكن هستند مانند :
قُلِ ادْعُوا
( بگو بخوانيد ) -
قُمِ اللَّيْلَ
( شب را بر خيز ) -
فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ
( پس مرگ را آرزو كنيد ) كه كسرهء لام « قل » و ميم « قم » و ضمهء واو « فتمنّوا » براى رفع التقاء دو ساكن آمده و عارضى است . 5 - إلحاق « بكسر همزه » : يعنى پيوست كردن چيزى به چيز ديگر و در اصطلاح تجويد ، ملحق كردن هاء سكت در آخر كلمهء موقوف عليها است تا حركت حرف آخر و همچنين حركت بنائى محفوظ مانده وقف به سكون هم شده باشد . اين نوع وقف ، طريقهء بزّى راوى ابن كثير و يعقوب از قراء درجه دوم است كه در موارد زير هنگام وقف ، هاء سكت در آخر كلمه لفظا ملحق سازند : الف - در « ما » استفهاميه كه در حالت مجرور بودن ، الف آن حذف مىشود مانند : ؟ مم ؟ ( ممّه ) -
عَمَّ
( عمّه ) . ب - در ضمير مفرد مذكر و مؤنث غايب منفصل كه مبنى بر فتح هستند مانند :
هُوَ
( هوه ) -
هِيَ
( هية ) . ج - در نون مشدّده از جمع مؤنث مثل :
عَلَيْهِنَّ
( عليهنّه ) -
فِيهِنَّ
( فيهنّه )
مِثْلَهُنَّ
( مثلهنّه ) . د - در ياء مشدّده كه مبنى بر فتح هستند مانند :
عَلى
( عليّه ) -
إِلى
( إليّه ) -
بِيَدَيَّ
( بيديّه ) -
لَدَى
( لديّه ) .
سر البيان في علم القرآن ( فارسى ) — صفحة 229 | حسن بيگلرى