و ساكن مىشود « سكون عارضى است » .
2 - إبدال « بكسر همزه » : به معناى عوض كردن و در اصطلاح تجويد ، بدل كردن تاء تأنيث به « هاء » و كلمات منصوب بالف است .
مثال تاء تانيث :
صَلُّوهُ
-
الزَّكاةَ
-
فاكِهَةٌ
-
فَرِيضَةً
-
مَرَّةٍ
- حمزة كه در حال وقف ، بجاى « تاء » - « هاء » تلفظ مىشود .
ليكن در كلمات : تورية -
تُقاةً
( پرهيز كردن - آيهء 28 سورهء آل عمران ) و امثال آن بعضى با ابدال و برخى بسبب اينكه اوّلى اسم علم ( خاص ) و قابل تغيير نيست و در دوّمى براى حفظ معناى مصدرى بدون ابدال نيز خواندهاند .
كلماتى كه در رسم الخط قرآن با تاء مبسوطه نوشته شده به همان تاء وقف ميگردد مانند :
جَنَّاتٍ
-
الْبَناتِ
-
بِالْآياتِ
-
ثَمَراتِ
-
سُنَّتُ
- ؟ نعمت . ؟
مثال كلمات منصوب :
رَحِيماً
-
شَكُوراً
-
ماءً
-
مُسَمًّى
-
بَياتاً
كه هنگام وقف ، تنوين بالف بدل ميگردد .
3 - روم « بفتح اول و سكون دوم » : به معناى اراده كردن و طلب نمودن و جستن است و در اصطلاح تجويد ، ضعيف گردانيدن حركت مىباشد ، ببيان ديگر انداختن دو ثلث از حركت و ابقاء و اظهار ثلث ديگر را روم گويند بنا بر اين وقف به روم در حكم وصل است و به همين سبب هنگام وقف به روم ، بدون مد ( قصر ) خوانند .
اين نوع وقف ، طريقهء قراء كوفه و ابو عمرو است .
اختلاس كه بيان آن گذشته ضد روم است زيرا در اختلاس ، ثلث حركت در حال وصل ربوده شده و دو ثلث ديگرش ادا مىشود امّا در روم ثلث آن تلفظ ميگردد فايدهء وقف به روم آنست كه شنونده و اشخاص نابينا كه نزديك قارى باشند مىتوانند بوسيلهء حسّ سامعه ، حركت كلمهء موقوف عليها را در نتيجهء اظهار ثلث آن درك نمايند بنا بر اين روم به گوش تشخيص داده شده و به چشم دريافته نشود .
روم در ضمه و كسره و رفع و جر جايز است مانند :
نَسْتَعِينُ
-
مِنْ قَبْلُ
-
عَلِيمٌ
-
مِنْ نَصِيرٍ
.