و
النَّهارِ
- و
الْكُفَّارَ
- و
كَالْفُجَّارِ
- و
الْإِبْكارِ
و نظائر آن .
حمزهء كوفى ده فعل ماضى ثلاثى مجرد را كه عين الفعل آن الف باشد «
جاءَ
،
شاءَ
،
الزَّادِ
،
خابَ
،
رانَ
،
خافَ
،
زاغَ
،
ضاقَ
،
حاقَ
،
طابَ
» بامالهء كبرى خوانده مانند
فَزادَهُمُ .
شيخ محمّد فارسى يكى از شارحين شاطبيه اواخر آياتيكه « هاء » و « الف » باشد امالهء صغرى كرده مانند : ؟ ضحيها ؟ ( چاشتگاه خورشيد ) - ؟ تليها ؟ ( تالى و پيرو آفتاب ) - ؟ يغشيها ؟ ( آفتاب را ميپوشاند ) - ؟ بنيها ؟ ( آسمان را بنا كرد ) .
ناگفته نماند كه ابن كثير در تمام قرآن امالهء كبرى نكرده و ساير قراء ، بعضى كلمات را در سور گوناگون باختلاف ، قرائت كردهاند يعنى بعضى بامالهء كبرى و برخى بامالهء صغرى و دستهاى بدون اماله خواندهاند كه اين مجموعه گنجايش ذكر تمام آنها را ندارد و طالبين بكتب اختلاف قرائات مراجعه فرمايند .
فايده و مقصود از اماله ، آسان گردانيدن لفظ است زيرا صوت بسبب فتحه ميل به بالا و به جهت كسره ميل به پائين دارد و براى سهولت تلفظ و اينكه نزول ، ساده تر از صعود است فتحه و الف را بجانب كسره و ياء ميل ميدهند و بطور كلى در عرف عرب الف ما بعد حروف مستغلة ، امالهء صغرى مىشود .