تبصره - علت كشش مد لازم و عارضى آنست كه چون حروف مد داراى صفت خفاء است و در زبان عرب نيز التقاء دو ساكن ثقيل مىباشد براى رفع ثقالت دو حرف ساكن متوالى و رعايت صفت نامبرده ، حرف مد كشيده مىشود مانند باب كه الف آن ساكن است و « ب » هم در حال وقف ساكن ميگردد .
علامت مد : ( ) است كه در بالاى حروف مدهاى متصل و منفصل و لازم گذارده مىشود .
سبب معنوى - آنست كه در لفظ مشهود نيست و معنا موجب مد ميگردد و عبارتست از ازدياد مبالغه و زياده روى در نفى ، در « ما » نافيه - لا نافيه - لا ناهيه و آن را مد مبالغه نيز گويند كه طريقهء ابن كثير مكى و حمزهء كوفى است مثال :
1 -
لا رَيْبَ فِيهِ
( در قرآن شكى نيست ) .
2 -
لا جَرَمَ
( چارهاى نيست ) .
3 -
لا يَرْجُونَ
( اميد ندارند ) .
4 -
فَلا مَرَدَّ
( محل فرار نيست ) .
5 -
ما كُنْتَ بِجانِبِ الْغَرْبِيِّ
( تو در قسمت غربى نبودى ) .
6 -
ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ
( خداوند آنها را عذاب نميكند ) .
7 -
وَ ما يَنْبَغِي لَهُ
( و براى او سزاوار نيست ) .
8 -
لا تَأْكُلُوا الرِّبَوا
( ربا نخوريد ) .
كه الف « ما » و « لا » نافيه و ناهيهء مثالهاى فوق حرف مد است و باندازهء دو يا سه الف من باب مبالغهء در نفى كه سبب معنوى است كشيده مىشود ( آخرين مثال نهى است و بقيهء نفى مىباشد ) و بطور كلى در عرف عرب هنگام دعا و استغاثه و مبالغهء در نفى چيزى ، آن كلمات را بمد خوانند .