ليكن معتزله معتقدند كه شفاعت در زيادى منافع است ، زيرا اگر چنين بود مىبايست ، در صورتى كه كسى از خداوند طلب زيادت كرامت براى پيامبر اكرم كند ، قادر به شفاعت در مورد پيامبر اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - باشد ، و لذا شفاعت در زيادى منافع مَجازا استعمال شده است . 163
همچنين اهل وعيد ، شفاعت در مورد مرتكب كبيره و فسّاق اهل صلوة را كه توبه نكرده باشند ، جايز نمىدانند ؛ چنان كه شفاعت در مورد كفار معنا ندارد . 164
مفسر گرانمايه در چند جاى تفسير تبيان ، بحث شفاعت را متعرض شده و از همه بيشتر ، ذيل آيهء مباركهء 165 :
« وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً . . . وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ »
مىفرمايد 166 : « عدم قبول شفاعت ، مربوط به كفار است چه حقيقت شفاعت به نظر ما در اسقاط كيفر است نه اضافه شدن منافع ؛ و شفاعت كسانى مىشود كه اهل نماز بودهاند . » چه حضرت فرمودند : « ادّخرت شفاعتى لاهل الكبائر من امّتى » يعنى شفاعتم را براى مرتكبين كبائر از امت خود ذخيره كردهام . شفاعت كنندگان به جز پيامبر ، ائمه اطهار - عليهم السّلام - و ديگر مؤمنان و صالحان مىباشند البته با اذن خداوند . » 167 و نيز شفاعت گاهى به معناى « همكارى و استعانت » استعمال مىشود . 168
ب - رجعت
از جمله معتقدات مخصوص ، شيعه ، مسئله رجعت است كه ايمان به آن مستند به آيات قرآن كريم و روايات ائمه اطهار - عليهم السلام - بوده و هيچ مخالفتى با قواعد عقلى و علمى ندارد . سيد مرتضى - رضوان اللّه تعالى عليه - حقيقت رجعت در ديدگاه اماميه را چنين تعريف مىكند 169 :
« شيعه معتقد است خداوند هنگام ظهور امام عصر - عليه السّلام - گروهى از شيعيان را براى يارى آن امام زنده مىگرداند تا دولت او را مشاهده كنند و نيز عدهاى از دشمنان را زنده مىكند تا حضرت از آنان انتقام گيرد . »
رواياتى كه در مورد رجعت از پيامبر اكرم - صلّى اللّه عليه و آله - و ائمه معصومين - عليهم السلام - به ما رسيده ، نزديك دويست مورد است و مرحوم مجلسى و شيخ حر عاملى صاحب وسائل الشيعه ، مدعى تواتر در آنها شدهاند . 170 چنان كه شواهد