تفسيرى اعم از صحابه و تابعين و متأخرين ، آشنا شويم . بيشتر ملاكهاى پذيرش روايات را كه كتاب و عقل بود ، برشمرديم . اينك با گشايش بيشترى درباره اين اصول به بحث در مورد آنها مىپردازيم .
تكيهگاهها : 1 - قرآنى ( ظهورى ، سياقى ) 2 - نقلى 3 - عقلى 4 - اجماعى 5 - لغوى 6 - اعمى .
مفسر با استناد به قرآن و احاديث و نيز عقل و اجماع به جرح و تعديل اقوال و روايات تفسيرى مىپردازد .
استفاده ايشان از اين روش در تفسير و با اين گستردگى در نقض و ابطال ، از ديگر ويژگيهاى تفسير شريف تبيان است كه جايگاه نقل در تبيان را به خوبى نمايان مىسازد و بر بعد عقلى بودن اين تفسير از لحاظ مناقشه اقوال مىافزايد .
اين شيوه در ديگر مباحث تفسيرى نيز مانند : لغت ، اعراب ، قرائت ، اسباب نزول ، آيات الاحكام و نظير اينها استفاده شده .
اينك براى هريك از تكيهگاههاى مذكور نمونههايى را ذكر مىكنيم :
1 - قرآنى :
الف : ظهورى ، كه با استناد و تكيه بر ظاهر آيات اقوال خلاف ظاهر را رد مىكند ؛ يا قولى كه با ظاهر آيه سازگار است ، ترجيح مىدهد .
مثال : نساء : 25 :
« وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا . »
مفسر با استناد به دلالت ظاهر آيه مىگويد : اين آيه دلالت مىكند كه ازدواج با كنيز اهل كتاب جايز نيست .
اما ابو حنيفه و پيروانش آن را جايز شمردهاند در صورتى كه همان نظر مختار ما اصح و اقوى است . 15
ب : سياقى :
مثال ، انعام : 91 :
« وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ . . . »
شيخ بزرگ ذيل اين آيه كريمه سه نظر را نقل مىكند و آنگاه قول سوم را تأييد مىكند و آن را اشبه به سياق آيه مىداند . 16