فصل سوم مذاهب تفسيرى
پس از تبيين مسئله تفسير به رأى ، شايسته است نگرشى به برخى از مذاهب تفسيرى و اشكال آن داشته باشيم .
مذاهب گوناگون كلامى ، فلسفى ، عرفانى و . . . يكى پس از ديگرى يا به طور همزمان ، و در شرايط زمانى خاصّى ، ظهور كردند . 1 . اين مذاهب كه غالبا براى دستيازى به اهداف خود ، قرآن را با اصول و مبانى قراردادى خويش ، تطبيق نمودند ؛ با استناد به آياتى چند ، به ردّ و ابطال ديدگاههاى مخالفين پرداختند . برخى جامهء اسرار نهانى بر تن كشيده و مخالفين ظاهرگرا را نكوهيدند . گروهى ديگر نيز ، از زاويهء علمى به قرآن نظر افكنده و آن را كتابى اعجازآور در علم جديد ، معرفى نمودند .
با چند گونه شدن فرقههاى مذهبى ، بالتبع ، مذاهب تفسيرى نيز متعدد گشت .
هر فرقه با ابزار علمى و مشرب فكرى و ذوقى و مطابق با اصول و عبارات و اصطلاحات خود ، به قرآن نگريست ، و روش برگرفته را شرعى شناساند . در تفسير و تأويل آيات نيز ، به آنچه مطابق ديدگاهشان بود ؛ تمسك و استشهاد كرده و باقى را توجيه و تطبيق نمودند . مرحوم شيخ در تفسير آيات 16 - 20 سوره فتح كه برخى از اهل سنت ، آنها را بر امامت ابو بكر استناد جستهاند و در تفسير آيات ياد شده به تاريخ و اسباب نزول آنها توجهى نكرده و بر اساس خواستههاى فرقهاى تفسير نمودهاند ؛ سخت مىتازد و