« همانند آن زن ( سبك مغز ) نباشيد كه پشمهاى تابيده خود را پس از استحكام ، وا مىتابيد در حالى كه سوگند ( و پيمان ) خود را وسيله خيانت و فساد قرار مىدهيد . . . »
اين مثال ، اشاره به داستان زنى است از قريش ، به نام « رايطه » در زمان جاهليّت كه از صبح تا نيم روز ، خود و كنيزانش ، پشمها و موهائى را كه در اختيار داشتند مىتابيدند ، و پس از آن دستور مىداد همه آنها را وا تابند ، و به همين جهت به عنوان « حمقاء » ( زن احمق ) در ميان عرب ، معروف شده بود . « 1 »
اين كار مخصوصا از اين نظر كه پشم بر اثر تابيدن ، استحكام و تكامل تازهاى پيدا مىكند و با گشودن آن ، يك حركت ارتجاعى انجام شده و نه تنها بىحاصل ، بلكه زيان آور است ، همين گونه كسانى كه با پيمان بستن با خدا و به نام حقّ ، تعهدى را مىپذيرند ، هر گونه حركتى در جهت شكستن اين عهد و پيمان انجام دهند نه تنها بيهوده است بلكه دليل بر انحطاط و سقوط شخصيّت آنها نيز مىباشد . « 2 »
دربارهء اينكه چرا خداوند متعال وفاى به عهد را به تابيدن پشم و پيمان شكنى را به واتابيدن آن تشبيه نموده است ، نكاتى چند به نظر مىرسد :
1 - پشم در حالت عادى براى هيچ كارى قابل استفاده نيست ، نه فرش نه لباس و نه ابزار زندگى و نه چيز ديگرى ؛ امّا وقتى همين پشم تابيده شود ، اگر باريك شود و به صورت نخ درآيد ، با آن پارچه و فرش و مانند آن مىبافند و اگر ضخيمتر باشد ، با آن طناب و حتّى خانههاى بيابانى و چادر مىسازند .
جامعهء متفرق و از هم گسيخته نيز مانند پشم بىخاصيّت است ، امّا به هنگام اتحاد منشأ اثرات فراوانى مىگردد .
2 - پشم در حالت عادى بسيار سست و آسيبپذير است ، وزش باد ملايمى آن را
هامش
( 1 ) . بنگريد به : تفسير القمى ، ج 1 ، ص 389 . البته برخى مفسّرين معتقدند اين مثال اشاره به زن مخصوصى ندارد و از آنجا كه رشتن و بافندگى در آن روزگار ، به زنان اختصاص داشت لذا در مثل از ايشان ياد شده است .
( 2 ) . تفسير نمونه ، ج 11 ، ص 378 .