آنها را از نظر عواطف و اهداف و اعمال و صورت ظاهر بيان مىكند و اما اوصافى كه در انجيل آمده بيانگر حركت و نمو و رشد آنها در جنبههاى مختلف است .
آرى آنها انسانهايى هستند با صفات و الا ، كه آنى از « حركت » باز نمىايستند ، همواره جوانه مىزنند و جوانهها پرورش مىيابد و بارور مىشود . همواره اسلام را با گفتار و اعمال خود در جهان نشر مىدهند و روز به روز خيل تازهاى بر جامعهء اسلامى مىافزايند . آرى آنها هرگز از پاى نمىنشينند و دائما رو به جلو حركت مىكنند ، در عين عابد بودن مجاهدند ، و در عين جهاد عابدند ، ظاهرى آراسته ، باطنى پيراسته ، عواطفى نيرومند و نيّاتى پاك دارند ، در برابر دشمنان حق مظهر خشم خدايند و در برابر دوستان حقّ نمايانگر لطف و رحمت او . « 1 »
« اين مثلى است از جامعهاى كه منظور قرآن است ، نمودارى است از آنچه آرزوى قرآن است . قرآن اجتماعى را پىريزى مىكند كه دائما در حال رشد و توسعه و انبساط و گسترش باشد .
ويل دورانت مىگويد : « هيچ دينى مانند اسلام پيروان خويش را به نيرومندى دعوت نكرده است . » تاريخ صدر اسلام نشان داد كه اسلام چقدر براى اينكه اجتماعى از نو بسازد و پيش ببرد تواناست . اسلام هم با جمود مخالف است و هم با جهالت . خطرى كه متوجّه اسلام است هم از ناحيه اين دسته است و هم از ناحيه آن دسته . » « 2 »
يكى از مفسّرين دربارهء اين تمثيل مىگويد :
« اين مثل را خداوند براى مسلمانان صدر اسلام آورد ، ولى افسوس كه ملل اسلام در اين عصر چون بر خلاف دستور قرآنى رفتار كردند گرفتار اختلاف و تباهى گشتند و مانند هشيمى كه باد او را به هر سو برد دستخوش آمال و اغراض ديگر ملل گشتهاند و اين تباهى و نكث نتيجهء كورى جهالت و خواب غفلتى است كه به حكم سنّت الهى بدان دچار شدهاند !
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 22 ، ص 113 تا 117 ، ( با تلخيص ) .
( 2 ) . نظام حقوق زن در اسلام ، ص 97 و 98 .