چنين باشد ؟ پس آيه
« فَاتَّقُوا اللَّهَ »
ان را نسخ كرد « 1 » .
و در تفسير نعمانى ، آيه شريفه را در شمار منسوخات آورده و آن را از على ( عليه السلام ) روايت كرده است « 2 » . ولى كسانى نيز هستند كه قائل به نسخ آيه نيستند مانند شيخ زرقانى در آنجا كه مىگويد : ( خلاصه آن ) : آيهء شريفه منسوخ نشده است زيرا در بين اين دو آيه تعارضى نيست چون معناى « حقّ تقاته » همان معناى « ما استطعتم » است نه خارج از استطاعت بلكه آيه دوم تفسير آيه اولى است نه ناسخ آن « 3 » .
و به نظر مىرسد كه آيهء
« حَقَّ تُقاتِهِ »
و نظائر آن كه كلمهء حق در اوّل آنها است تكليف را مشكل نموده و مطلبى از آن استفاده مىشود كه به مراتب اهم از مطلبى است كه از آيهء « ما استطعتم » استفاده مىشود ، و مثل اينكه آيهء اولى دلالت دارد بر اينكه بايد آنچه را محبوب خدا است امتثال و از آنچه مورد بغض و كراهت او است اجتناب كرد و آيهء اول مقتضى آنست كه انسان بايد به هر طريق ممكن هر چند با عمل به احتياط و وسايل تذكر ديگر ، خود را وادارد كه واقع محبوب ، امتثال گردد و از دست نرود و نسيان و غفلت در او پيدا نشود تا حق تقوا را امتثال كرده باشد و اين مطلب بر خلاف مفهومى است كه از جمله « ما استطعتم » استفاده مىشود زيرا در آيهء دوم تقوا را محدود فرموده به استطاعت كه ظاهرش استطاعت و تمكن عرفى است ، نه عقلى ، كه با هر صعوبت و حرجى نيز وفق مىدهد .
پس با توجه به مطالب بالا مىبينيم ، در بين اين دو آيه تعارض است و بايد آيهء متأخر ، ناسخ متقدم باشد ، و اين تعبير ، هر جا كه باشد چه در كتاب خدا و چه در كلام امامان معصوم ( عليهم السلام ) مفيد همين معنى است كه مراتب عاليهء امتثال را لازم مىنمايند و قسمتى از اين موارد عبارتند از :
1 - آيهء شريفه
« وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ . . . »
« 4 » : چنان كه بايد و شايد خدا را نشناختند .
2 - آيه شريفه
« . . . فَما رَعَوْها حَقَّ رِعايَتِها . . . »
« 5 » : چنان كه شايد آن را مراعات نكردند .
3 - معاوية بن وهب مىگويد : امام ( عليه السلام ) به من فرمود : چقدر قبيح است براى كسى كه هفتاد يا هشتاد سال از عمرش گذشته باشد و در ملك خدا زندگى كرده
هامش
( 1 ) ناسخ و منسوخ ، عتائقى ، ص 38 .
( 2 ) رسالة المحكم و المتشابه ، ص 11 .
( 3 ) مناهل العرفان ، باب ناسخ و منسوخ ، ص
( 4 ) سورهء زمر ، آيه 67 .
( 5 ) سورهء حديد ، آيه 27 .