سراسر عبارت را از نو نگاشته . تغييراتى كه در جملات تفسير كاشفى داده بسيار گستردهتر است . بخصوص كه تفسير در كتاب كاشفى بسيار مختصر است و نياز كاشانى را برنمىآورده .
مقدار استفاده از تفسير مواهب البته يكسان نيست : گاه آيهاى به تفسير گسترده نياز داشته و كاشانى ناچار از منابع ديگرى هم استفاده مىكرده و عبارات مواهب خود به خود در آن تودهء عظيم روايات حل مىگرديده . گاه به عكس مقدار تفسير ، چندان از حد ترجمه فراتر نمىرفته است . در اين موارد ملاحظه مىكنيم كه متن منهج به شدت با متن مواهب انطباق مىيابد ( الف - مواهب ، ب - منهج ) .
يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ
( بقره / 21 )
الف - اى مردمان بپرستيد و بندگى كنيد پروردگار خود را [ مستحق پرستش اوست ] ( 1 / 7 ) ،
ب - اى گروه آدميان بندگى كنيد و پرستش نماييد پروردگار خود را [ كه مستحق عبادت اوست نه غير او . بدانكه « يا » حرفىست موضوع براى نداى بعيد ( و آنگاه يك صفحهء تمام تفسير است كه در مواهب نيامده ) ] ( 1 / 178 - 179 ) .
اين نمونه ، از آنگونهاى است كه در آن اختلاف ميان دو تفسير و دو ترجمه نسبتا بسيار است . اما در نمونههاى زير چنين نيست :
قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً
الف - گفتند [ جهودان يا ترسايان ] هرگز در نيايد در بهشت مگر آنكه باشد يهود يا نصرانى [ . . . يهود گفتند به بهشت نرود مگر جهودان و نصارى گفتند كه ببهشت نرود مگر ترسايان . . . ]
ب - گفتند [ يهودان و ترسايان ] هرگز داخل نشود ببهشت مگر آن كسى كه باشد يهودى يا نصرانى [ . . . گفتند يهود در بهشت نرود مگر يهودان و ترسايان گفتند كه در بهشت داخل نشود مگر نصارى . . . ] .
. . . قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ
( بقره / 111 ) .
الف - بگو [ اى محمد ( ص ) ] بياريد حجت خود را [ بدين دعوى ] اگر هستيد شما راستگويان [ در قول خود ] ( 1 / 31 ) .