اين قرون ، در واقع بازگشت به قرن سوم هجرى و دوران باستان تفسير است كه گرايش روايات فراوان بود .
اخبارى گرى افراطى در شيعه نيز ، ريشه در همان زمان دارد . آوازه اخبارىگرى در ميان شيعه در قرن يازدهم از زمان ملا محمد امين استرآبادى ( متوفاى 1026 يا 1031 ق ) بلند شد . او كتاب فوائد مدنيه را به دستور استادش ، ميرزا محمد استرآبادى ، مؤلف رجال كبير منهج المقال نوشت و گروه زيادى را تحت تأثير خود قرارداد . ملا محمد امين استرآبادى نخستين كسى است كه با صراحت هرچه تمامتر زبان به طعن و سرزنش فقها و مجتهدان گشود و ديدگاههاى آنان را به باد انتقاد و استهزا گرفت . پس از او عالمانى مانند شيخ يوسف بحرانى ، محدث نورى ، حر عاملى ، علامه مجلسى و . . . اين مسلك را تا حدودى پذيرفتند ؛ « 1 »
2 . نكتهء قابل توجهى كه در اين سه قرن مشترك است و تشكيل حكومت شيعى صفوى آن را تقويت كرد ، روى آوردن به نگارش « آيات الاحكام » است كه مىتوان به تفسير زبدة البيان في احكام القرآن از مقدس اردبيلى ( متوفاى 993 ق ) و تفسير شاهى از امير ابو الفتح حسينى ( متوفاى 976 ق ) اشاره كرد . و نيز افرادى مانند فاضل جواد كاظم ( متوفاى 1029 ق ) مؤلف مسالك الافهام في احكام القرآن ، استرآبادى ( متوفاى 1028 ق ) و ملا على تونى ( قرن 11 ) به تلاش در اين عرصه پرداختند ؛
3 . در اين سه سده - بويژه سدهء دهم و يازدهم - تمايل حاشيه و تعليقهنويسى و رشد آن بسيار زياد بوده است ؛ چنان كه محمد بن ادنه وى در طبقات المفسرين بيش از صد تفسير و مفسر را در اين قرن نام مىبرد كه حدود پنجاه تفسير آن تنها حاشيه بر تفسير بيضاوى و به طور نادر بر تفسير كشاف مىباشد . « 2 » اين دو تفسير به دليل خلاصه بودنشان مورد توجه مفسران بعدى قرار گرفته كه مهمترين آنها حاشيه بر تفسير بيضاوى از احمد بن روح اللّه انصارى گنجوى ( متوفاى 1007 ق ) حاشيه
هامش
( 1 ) . ر . ك : على دوانى ، وحيد بهبهانى ، ص 90 .
( 2 ) . ر ، ك احمد بن محمد ادنه وى ، طبقات المفسرين ، ص 358 - 416 .