2 . تكيه بر اجتهاد و توسعه آن : چنانچه آثار آن مانند جهت گيريهاى خاص و مخالفت با صحابه در تفاسير تابعان آشكار مىشود . غالب مطالب مطرح شده از جانب تابعان بدون سند بود . يا اينكه سندهايى كه نقل شده ، ضعيف و غير قابل اعتماد مىباشد ؛ « 1 »
3 . تكيه بر ظن : از آنجا كه تابعان از عصر رسالت فاصله گرفته بودند ، بيشتر تكيه آنان بر ظن بوده و بدين جهت برخى از آنان به تفسير به رأى نيز متهم هستند ؛ « 2 »
4 . گسترش روايات اسرائيلى : در اين عصر روايات اسرائيلى و نصرانى گسترش يافته ؛ چرا كه بسيارى از اهل كتاب اسلام آورده و انديشههايى كه از قبل در اذهان خود داشتند و موافق با احكام شرعى اسلام نبود ( مانند آغاز آفرينش ، بسيارى از قصص و . . . ) در نتيجه آنان تعداد زيادى از اسرائيليات را بدون پروا و بدون هيچ بررسى و دقت در تفاسير خود گنجاندند . بيشتر آنها را چند نفر اهل كتاب كه مسلمان شده بودند ( مانند عبد اللّه بن سلام ، وهب بن منبه ، كعب الاحبار . . . ) « 3 » در ميان تابعان رواج دادند .
هامش
( 1 ) . هدى جاسم ، المنهج الاثرى ، ص 53
( 2 ) . همان
( 3 ) . ر . ك : محمد حسين ذهبى ، التفسير و المفسرون ، ج 1 ، ص 130 .