- ناهماهنگى در گفتار و رفتار
با آن كه ديديم ، برخى از محققان اهل تسنّن ، قبول اعتبار بخشى از روايات تفسيرى ، بويژه روايات تفسيرى تابعان را مردود دانستهاند ولى چنان كه در گذشته نيز اشاره شد ، به اعتراف خود آنان ، مفسران اهل سنّت در عمل و رفتار خود ، به اين روايات ، حتى روايات تابعان ، اعتماد بسيارى داشتهاند و اين امر حكايت از ناهماهنگى رفتار آنان با گفتارشان دارد .
دراينباره ، زرقانى پس از آن كه دو ديدگاه در اعتبار و عدم اعتبار سخنان تفسيرى تابعان را گزارش مىكند ، دربارهء ميزان بهرهگيرى از روايات صحابه و تابعان در تفسير نام آشناى ابن جرير طبرى مىنويسد : « و فى تفسير ابن جرير الطّبرى ، كثير من النقول عن الصحابه و التابعين فى بيان القرآن الكريم » . « 1 » يعنى « انبوهى از روايات صحابه و تابعان ، به منظور بيان و تفسير قرآن ، در تفسير طبرى گردآمده است » .
همچنين ، سخن ابن تيميّه را به ياد داريم كه دراينباره گفت : « شمار زيادى از پيشوايان و بزرگان تفسير ، در امر تفسير قرآن ، به گفتههاى تابعان مراجعه كردهاند » . « فقد رجع كثير من الأئمة فى ذلك الى اقوال التّابعين » « 2 »
همچنان كه ، زركشى نيز دراينباره گفت : « مفسّران بر خلاف گفتارشان ، در عمل بخش زيادى از اقوال تابعان را در كتابهاى تفسير خود آوردهاند . » « لكن عمل المفسرين على خلافه ، و قد حكوا فى كتبهم أقوالهم » « 3 »
با مراجعه به تفاسير اهل سنّت ، اين نكته باز هم آشكارتر مىشود كه ، روايات تفسيرى و از جملهء ، تفاسير تابعان ، فراوان به كار تفسير آنان آمده است و تقريبا در همهء تفاسير ، با اندك اختلافى در نوع بهرهگيرى از آن ، اين روايات در تفسيرشان نقش برجستهاى دارد گرچه در برخى تفاسير آنان ، مانند « تفسير القرآن العظيم » ، نوشتهء ابن كثير ، با شيوهاى نقّادانه
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . مقدمة فى اصول التفسير ، پيشين ، ص 102 .
( 3 ) . بدر الدين زركشى ، البرهان فى علوم القرآن ، پيشين ، ج 2 ، ص 158 .