« اين فريضه بر آن دسته از افراد توانمندى واجب است كه گفتارشان مورد توجّه و اطاعت قرار مىگيرد و با اين حال « معروف » و « منكر » را مىشناسند ، و دليل اين سخن آن است كه خداوند متعال فرموده ( بايد در ميان شما گروهى باشند كه [ ديگران را ] به نيكىها فرا خوانند و آنان را امر به معروف و نهى از منكر نمايند . ) » .
امام عليه السّلام در ادامهء پاسخ خود ، دليل گفتارشان را آشكارتر نموده و مىفرمايد :
« كما قال اللّه عز و جلّ :
وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ يَعْدِلُونَ
« 1 » و لم يقل : على أمة موسى و لا على كلّ قومه » « 2 »
چنان كه نيك بنگريم ، مىبينيم كه امام عليه السّلام مىفرمايد : اگر خداوند به جاى عبارت « و من قوم موسى أمة » چنين مىفرمود : « على أمّة موسى » يا « على كلّ قوم موسى » در آن صورت ، بيانگر وجوب اين فريضه بر همگان بود ولى عبارتى كه در آيه آمده است ، يعنى ؛ « و من قوم موسى أمّة » دلالت بر وجوب آن بر گروهى خاص دارد .
توضيح سخن آنكه ، واژهء « أمّة » در آيهء قرآن ، نكره آمده است و در جملهء « على أمّة موسى » اين واژه به كلمهء « موسى » اضافه شده است و بدين شكل ، معرفه گرديده . گويا امام عليه السّلام با استناد به نكره آمدن اين واژه در آيه ، اين برداشت را داشته است كه ، فريضهء ياد شده بر گروهى خاص واجب است ، چه اين كه نكره آمدن يك واژه در زبان عرب ، گاه به منظور بيان اين امر كه گوينده ، شمارى از مصاديق معناى واژه را اراده كرده ، صورت مىگيرد و بنابراين ، از آنجا كه در آيهء مورد نظر ، واژهء « أمّة » در عبارت « و لتكن منكم أمّة » نكره مىباشد ، اين نتيجه حاصل شد كه ، فريضهء امر به معروف و نهى از منكر ، بر همگان واجب نمىباشد .
پايان سخن
بىگمان ، روشهاى تفسيرى معصومان عليهم السّلام ، به آنچه گفته شد محدود نمىباشد ، بسا در گذر زمان و با گسترش دامنهء مطالعات روايات تفسيرى آن پاكان ، گونههاى عميقترى از
هامش
( 1 ) . أعراف : 7 / 159 .
( 2 ) . الحويزى ، نور الثقلين ، پيشين ، ج 5 ، ص 225 ، حديث 94 .