سؤال - اگر كسى گويد - كى ميان آفريدن آدمى از خون بسته - كى :
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ
. و ميان عالم گردانيدن او كى :
عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ
. مناسبتى نيست .
جواب - علقه از همه جيزها خسيسترست - و علم اشرف صفات آدميست ، بس از خسيسترين حالتى بشريفترين حالتى رسانيدن از براهين قاطع بوذ - بر كمال قدرت - و حكمت حقّ جلّت عظمته .
مقام دوّم - قوله تعالى :
ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ
« 1 » . مىفرمايذ كى : اى محمد دعوت كن مردمان را به راه پروردگار خود : گاه بدلايل قطعىّ ، و گاه بدلايل ظنّىّ ، و گاه بر سبيل مجادله . و يقين است - كى آن مجادله در اصول دين باشد - نه در فروع ، جنانك در مجادلهء نوح عليه السّلم تقرير كرده شذ . مقام سيّم - قوله تعالى :
هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي
« 2 » . جه دعوت بحقّ از علم اصول است .
هامش
( 1 ) - بخوان مردم را به راه خدا . با سخن درست ، و پند نيكو ، و با ايشان نيك ( يعنى به نرمى و مدارا ) مجادله و مناظره كن ( تا زودتر اجابت كنند ) سورة النحل : 124 .
على بن ابراهيم از حضرت صادق ع روايت كند كه الّتى هى احسن قرآن است .
مثال حكمت ، آفرينش مردم از نطفه است - كه در قرآن مكرّر شده ، و مثال موعظهء حسنه - للّذين احسنوا فى هذه الدنيا حسنه ، و مثال مجادلهء نيكو آياتى است - كه دربارهء كراهت داشتن اعراب از ولادت فرزندان دوشيزه نازل شده است . نگاه كنيد بمآخذ نامبرده بخصوص باخبارى كه در تفسير صافى دربارهء مجادله آمده است .
( 2 ) - اتبعني - اصل . سورة يوسف 107 - هذه سبيلى ( يعنى دعوت بيگانگى خدا ، و آماده ساختن براى معاد ) ادعو الى اللَّه ( تفسير سبيل است ) على بصيرة ( با حجّت و بيان روشن ) انا ( تاكيد ضمير مستتر در ادعو است ) و من اتّبعنى ( بر آن عطف شده ) . - از تفاسير و اخبار شيعه بدست مىآيد - كه مراد - پيغمبر و امامانى هستند - كه جانشين وى شدند .