گاه به ما لطف او ، گاه بلا مىرسد * صورت اعمال ماست هر چه به ما مىرسد
[ 101 . ] بقره / 110 .
[ 102 . ] قيامت / 13 - 12 .
[ 103 . ] حاشيهء « ن » : يعنى بزرگى آفريدگار نزد تو .
[ 104 . ] نهج البلاغه ، حكمت 129 . حاشيهء « ن » : « يعنى خرد مىگرداند مخلوق را در ديدهء تو و مىاندازد آن را از نظر اعتبار . » در بعضى نسخ « عظّم » به صيغهء امر واقع شده از باب تفضيل و « يصغّر » مجزوم به جواب امر ؛ يعنى : بزرگ گردان خالق را در نظر اعتبار خود تا كوچك گرداند خالق مخلوق را در چشم تو . گويند : دنيا لقمهاى است نزد اهل بصيرت و شيطان كلبى است عقور [ گازگير ] با مضرّت . پس هر كه انداخت اين لقمه را به سوى آن سگ به جهت دفع ضرر او از خود ، چگونه ملتفت مىشود به سوى آن لقمه و به نظر در او نگرد ؟ ! آوردهاند كه بعضى از زهّاد را گفتند كه فلان زاهد است .
گفت : در چه چيز ؟ گفتند : در دنيا . گفت : دنيا نزد حقّ تعالى مقابل پر پشّهاى نيست . پس چگونه اعتبار توان كرد زهد را در او و حال آنكه زهد از شىء موجود مىباشد و دنيا نزد من لا شىء مىباشد ؟ ! و شبهه نيست كه عدم اعتبار دنيا در نظر او به اين مرتبه به جهت تعظيم و توقير او بوده مر خالق خود را .
[ 105 . ] بقره / 256 .
[ 106 . ] ر . ك : الإشارات و التنبيهات ، ج 3 ، صص 371 - 370 .
[ 107 . ] حاشيهء « ن » : أى الأدات و هى آلات و الأدويّة أى المنسوب إلى الأدات .
[ 108 . ] حمد / 4 .
[ 109 . ] بحار الأنوار ، ج 28 ، ص 3 ؛ ج 88 ، ص 97 و وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 297 .
[ 110 . ] حاشيهء « م » : « اللهموم » الجواد من الناس و الخيل ؛ و « اللهام » الجيش الكثير و « اللّهم » العظيم و « رجل لهم » كثير العطاء ؛ عن الصحاح .