امّا ، بيائيد دربارهء فلسفه اسلامى عميقا بينديشيم ؛ فلسفهء اسلامى فلسفهاى است كامل و واحد ، شامل مباحث منطقى ، مبانى رياضى ، طبيعى ، ما بعد الطبيعى ، سياسى و عرفانى . گروهى از مستشرقين در بررسى فلسفهء اسلامى ، صرفا جنبهء خاصّى از آن فلسفه را ، از ديدگاه تاريخى ويژه ، مورد بحث قرار دادهاند ؛ و مع الاسف پارهاى از آراء ايشان رواجى هم يافته است ، تا به آنجا كه گفتهاند تفكر فلسفى اسلامى فقط تقليدى است از تفكر يونان ؛ تازه ، آن هم تفكرى بدون ابداع و متحجر . اين نحوهء تفكر ، اگر آن را فقط مولود يك سوء تفاهم بدانيم ، از برخورد مورخين فلسفهء جديد غربى با آراء و عقايد فلسفهء اسكولاستيك حاصل آمده است . سير تحول انديشهء فلسفى در جهان اسلام ، امّا ، ربطى به فلسفهء اسكولاستيك ندارد . در واقع ، با دقّتى مختصر در چگونگى پيدايش تفكر فلسفى در اسلام و توجه به سير تكامل آن ، وقوف مىخواهيم يافت كه در فلسفهء اسلام ، ابداع ، از همان اوايل شروع مىشود و ادامه پيدا مىكند .
البته ، سهم يونانيان در تدوين منظم انديشهء فلسفى و قالبريزى آن در دستگاههاى صورى ، سهم با ارزشى است ؛ لكن ، سير تكامل انديشهء فلسفى اسلامى ، صرفا در قوالب منطقى ارسطوئى نمىگنجد ؛ و در همان مبادى امر ، تركيبى است از انديشه اسلامى ، علم يونانى ، علم هندى ، فلسفهء سياسى ايرانى و غيره . فلسفهء اشراق شيخ شهاب الدين سهروردى را به هيچ وجه نمىتوان فلسفهاى صرفا ارسطوئى يا افلاطونى يا نو - افلاطونى دانست ؛ بلكه بايد گفت كه نظام اشراقى نظامى است فلسفى ، و اى بسا بسيار كاملتر از نظامهاى فلسفى قبل از خود ؛ نظامى با قابليت تحقيق دربارهء ماهيت اشياء ؛ و با بيانى بيشتر رساننده و بيشتر مبين دربارهء حقيقت . اين نكته را هم متذكر بايد شد كه حكمة الاشراق تنها از لحاظ تاريخ فلسفه واجد ارزش و اهميت نيست ، در تحقيقى كه امروزه مىبايد براى تدوين فلسفهء واحد به عمل آورد ، فلسفهء اسلامى « ظرف » دقيقى است از براى سنجش چيستى علم ، و حكمة الاشراق در فلسفهء اسلامى مقام بسيار والايى دارد .
كتاب حاضر را به علاقمندانى ، كه به علت عدم آشنائى با زبان عربى ، با فلسفهء اسلامى آشنائى كمترى پيدا كردهاند ، به عنوان مقدمهاى بر فلسفهء اشراق ، تقديم مىداريم .
براى تصحيح متن حاضر ، در مرحلهء اوّل ، همراهىها و زحمات دوست عزيز آقاى هوشنگ گلشيرى دستگير و مددكنندهء اين مصحح بود . در محضر لطف و همكارى ايشان ، سهم مهمى ازين تصحيح به سامان آمد . در ميانهء كار ، آقاى گلشيرى ، كه ما را رهين منتهاى خود ساخته است ، به عزم سفر ، ما را مبتلاى فراق كرد . دنبالهء لطف او را ، همكارى و همرائى آستيم نصيب ما آمد . سعى و همتهاى نيكوى آستيم كار تصحيح را و تحشيه را و تعليقات را و چاپ را و . . . به اين سرانجام رسانيد . از هر دو وجود مكرم متشكريم ، و نام يكى از اين دو گرامى را به عنوان همكار تصحيح در روى جلد و صفحات عنوان متذكر بودهايم ، منت آن ديگرى همواره بر گردن ماست .
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 10
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
صمقدمه ١٠