شيوهء صِدّيقيان وفا و محبّت * عادت بوجهليان جحود [ 8 ] محمد ( ص )
بهر سقوط درك هبوط مخالف [ 9 ] * فوق سُعُود [ 10 ] فلك صعود محمد ( ص )
ليس كلامى يفى بنعت كماله * صَلّ الهى على النبىّ و آله
حق شب اسرى چو داد بار محمد ( ص ) * از همه بالا گرفت كار محمد ( ص )
گوهر اسرار ذات و مخزن اسمنا * كرد در آن تيره شب نثار محمد ( ص )
خواجگى كاينات داد خدايش * ليك به فقر آمد افتخار [ 11 ] محمد ( ص )
بعد حق ، آن دم كه كس نبود به صورت * غير على « 1 » يار غار محمد ( ص )
شد دو سه تارى كه عنكبوت تنيدش * بر در آن غار پردهدار محمد ( ص )
گر پى ارباب شوق باد بهارى * خار و خسى آرد از ديار محمد ( ص )
همچو مژه بر دو ديده تا دم محشر * جا كنم آن را به يادگار محمد ( ص )
ليس كلامى يفى بنعت كماله * صَلّ الهى على النبىّ و آله
اى شده طافخ [ 12 ] ز فيض كاس محمد ( ص ) * ز آدم و عالم مكن قياس محمد ( ص )
وحدت مستور در مطاوى كثرت [ 13 ] * بار دگر سر زد از لباس محمد ( ص )
يك سر مو از حقش خدا نشناسد * هر كه شد امروز حق شناس محمد ( ص )
تا به قيامت مصون بود ز تزلزل * دين قويم قوى اساس محمد ( ص )
جيش عدو گشته با وفور جلادت * منهزم از هيبت و هراس محمد ( ص )
حفظ حق اندر لباس نسج عناكب [ 14 ] * داشته از بأس ختم پاس محمد ( ص )
هر چه كند التماس در حق امّت * حق نكند ردّ التماس محمد ( ص )
ليس كلامى يفى بنعت كماله * صَلّ الهى على النبىّ و آله
هامش
( 1 ) كذا - ظ : ابو بكر