محض مثال بنگريد كه او ستايشگر عزلت است و دوستدار تنهايى و خلوت با خويشتن :
مُلكِ عُزْلَتْ جوى و وَ حْدَتْ ، گر خدا خواهى شناخت * كانبيا از زحمتِ راه آمدند ، اينجا صَبور
دان كه تو دورى ز حقّ ، چندان كه نزديكى به خلق * ماه را بر قَدرِ بُعْدِ آفتاب آمد ظهور
مُلْكِ تنهايى طلب كن ، كان ولايت لا يَزوُل * نامِ نيكو ، خر به دنيا ، كاين تجارت ، لَنْ تَبُورْ « 1 » ( 9 )
آثار اين روحيّه به دو گونه در شعر فارسى پديدار آمد :
يكى در امتزاج با معانى عرفانى به صورت زهديّات و قصايد مرامى و اخلاقى و دينى در شعر فارسى تجلّى كرد . از اين رو در دوران زندگانى جمال ، كه مقارن با آغاز رواج سبك عراقى در شعر فارسى است ، قصايد وصفى و يا حماسى و مدحى قوى به گونهيى كه در سبك خراسانى رايج بود ، كمتر مىبينيم . و شايد بدين مناسبت است كه طبع شاعرانهء جمال شاد و طربانگيز و بهجتخيز نيست . او مطالعهء أحوال خاندان پيغمبر ( ص ) را آمرانه گوشزد و تأكيد مىكند و كفايت اطّلاع بر سرگذشت آنها را يادآور مىشود . به اعتقاد او از حديث رستم و قصّهء بهمن بايد چشم پوشيد :
. . . ببين چه كرد او با أهلِ بيتِ مُصطفوى * حديثِ رستم بگذار و قصّهء بهمن ( 10 )
تعهّد و إلتزام جمال بالانحصار در تبليغ معانى دينى و مذهبى است . او شاعريست أهل زهد و پيرو قرآن ، نه تابع شيوهء استدلال و حكمت يونان است و نه دوستدار قصص رزمى و حماسى است :
رَهْ به قرآنست ، كم خوان هَرْزهء يونانيان * أصلْ أخبارست ، مشنو قصّهء اسفنديار ( 11 )
هامش
( 1 ) - اشاره به آيهء 28 سورهء 35 ( فاطر ) در قرآن كريم : إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتابَ اللَّهِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ أَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً يَرْجُونَ تِجارَةً لَنْ تَبُورَ . [ - آنها كه كتاب خدا را تلاوت كرده و نماز به پا مىدارند و از آنچه خدا روزيشان فرموده ، پنهان و آشكار به فقيران إنفاق ميكنند ( از لطف خدا ) اميد تجارتى دارند كه هرگز زيان و زوال نخواهد يافت . ]