احساس كند و نه چيز ديگر و احساس او به واسطهء سلطان و استيلاى حق ازو گرفته شود در مرتبت جمع الجمع است [ رسالهء قشيريه ص 36 - كشف المحجوب ص 325 ]
جمع الجمع - چنان كه بيان شد مرتبت جمع الجمع ، مرتبت شهود خلق است قايم به حق ، يعنى حق را در جميع موجودات و مخلوقات مشاهده نمايد ، كه هر جا به صفتى ديگر ظاهر گشته كه مقام « بقاء باللّه » است ، اين مقام را فرق بعد الجمع و فرق ثانى و صحو بعد المحو گويند ، اين مقام كاملتر از مقام جمع است ، زيرا جمع شهود اشياء است به وسيلهء خدا و تبرّى از حول و قوهء غير در حالى كه جمع الجمع استهلاك و فناء كلّى است از ما سوى اللّه و بالجمله :
وجود اگر به شرط « لا » لحاظ و مأخوذ شود ، مرتبت أحديّت و جمع الجمع و حقيقة الحقايق نامند كه تمام أسماء و صفات مستهلك در آن مىباشند [ شرح قيصرى ص 15 - شرح گلشن راز ص 27 ]
جمع ؛ بفتح اوّل ، در لغت بمعنى گرد آوردن . ( منتهى الارب ) و همه و گروه و نخل و بسيار و فراهم آمدن است . و در اصطلاح متصوّفه جمع ، شهود حق است بىخلق . ( كشف اللغه )
جمع ، چيزيست كه خودى و تفرقه را از تو سلب كند . آنچه از جانب خداى باشد از ابداء معانى و ابتداء لطف و احسان ، جمع است . و هر كرا جمع نباشد معرفت اللّه دست ندهد و اين كه بنده در نماز گويد
« إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
طلب جمع است ، و جمع از نهايات طريق إلى اللّه است . [ تعريفات ص 68 ] جمع اشارهء حق است بدون حق . [ ضميمه تعريفات ص 236 ] در نزد صوفيه إزالهء تفرقه است بين حدوث و قدم ، چه هرگاه بصيرت روح را به مشاهدهء جمال ذات جذب كند ،