ارادهء تكوينى است [ شرح كلمات بابا طاهر ص 202 - 257 شرح منازل ص 255 ]
و گفته شده است كه جمع مقام اراده و ذات است و تفرقه مقام علم است ، جمع موافقت مرادست و تفرقه موافقت علم است .
و گفته شده است كه جمع ، جمع مرادست قبل از اظهار مريد و تفرقه اظهار مريدست به حقيقت مراد .
خواجه عبد اللّه گويد : حقيقت جمع نشان اتّحادست و اتّحاد نشان ودادست ، تفرقه نشان دوگانگى است و دوگانگى بيگانگى است هر ضيايى كه در شمع است آن آثار جمع است در موم و بىآتش ، انوار نيست ، آتش بىموم در مجلس به كار نيست ، اين جمعيّت طريقت است و راى اين جمعيت حقيقت است و آن نيستى بشريّت است [ رسائل خواجه عبد اللّه ص 148 ]
شاه نعمت اللّه گويد :
در مقامِ جمع روشن شد چو شمع * آنچه مخفى بود اندر جمع جمع
جملهء اسماء باعيان رو نمود * صد هزار اسما مُسَمّى يك وجود
بعضى گويند جمع صفت حق است و تفرقه فعل وى .
أبو على دقّاق گويد : فرق آن چيزى است كه به تو نسبت داده شود و جمع چيزيست كه سلب شود از تو و به عبارت ديگر آنچه از راه كسب و اقامت عبوديّت و لايق به احوال بشريّت است فرقست و آنچه از قبل حق و لطف و احسان اوست جمع است و
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
اشاره به تفرقه است
« وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
اشاره به جمع است و جمع الجمع فوق آنست و كسى كه همهء اوصاف و حركات و افعال را در حق مشاهده كند و بداند كه همهء موجودات پايدار به حقاند در مرتبت جمع است و كسى كه فراموش كند نفس خود را و غايب شود از شهود خلق و نه خلق