« الجمع عين الحقّ الّذى قامت به الأشياء و التفرقة صفوة الحقّ من الباطن » [ طبقات ص 380 ]
هجويرى گويد : « تفرقه فصل است و جمع وصل » [ كشف المحجوب ص 323 ، 329 ، 331 ]
و گفته شده است كه : « جمع را دو درجت است يكى اندر اوصاف حق و ديگرى اندر اوصاف بنده آنچه اندر اوصاف حق است آن سرّ توحيد است و آنچه اندر اوصاف بنده است عبارت از توحيد است . »
بعضى گويند اظهار جمع نفى تفرقه باشد از جهت آنكه جمع و تفرقه با يكديگر متضادّاند .
بعضى گويند جمع عبارت از خصوصيت است و تفرقه عبوديت است خصوصيّت حق به بنده جمع باشد و عبوديّت بنده وى را تفرقه .
در شرح كلمات بابا طاهر است كه مقام غيب حق را نه اسمى است و نه رسمى و مقام ظهور او مقام ظهور أسماء و صفات و مقام كثرت اسماء و صفاتست نه كثرت حقايق در اين مرتبت و مقام تمام حقايق جمعند به وجود واحد جمعى .
و در مقام غيب نيز تمام حقايق هست لكن اسم و رسم هيچ نيست پس در مقام غيب نه اسم هست و نه رسم كه تعبير بجمع الجمع كردهاند .
و گاهى از مقام عقول كليّه و نفوس كليّه به مقام جمع تعبير مىكنند كه تمام حقايق در اين دو مقام به وجود جمعى موجودند و از عالم مثال تعبير به فرق مىكنند و از عالم طبيعت به فرق الفرق و انسان كامل عالم جمع الجمع است .
و باز گفتهاند كه جمع غلبهء مراد خداست و تفرقه حقيقت مراد خداست كه
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 487
مساهمون: سيد محمد دامادى
ص٤٨٧