[ كه تناسب مضمون دارد با اين بيت :
إنّ الحمار و لو يحوّل فضّة * أو صيغ من ذهب ، لكان حمارا ]
[ تاريخ طبرستان ص 46 ]
از طعنهء بدگويان ، ناچار گذر نَبْوَد * عيسى چه محلّ دارد ؟ جايى كه خران باشند
[ ابن يمين ]
بنماى به صاحب نظران ، گوهرِ خود را * عيسى نتوان گشت به تصديقِ خرى چند
[ صائب ]
اين خر ، خرِ عُزَيرِ نبىّ را ، پسر عم است * همشيره زادهء خرِ عيسى بن مريم است !
[ ؟ ]
حكيم « سنايى » در منظومهء عرفانى « حديقة الحقيقه » به مناسبت ذكر معراج پيغمبر اكرم ، ابيات دلكشى سروده است كه در تبيين مقاصد جمال الدّين محمّد بن عبد الرزّاق در سراسر تركيب بند وى بر عموم و در اين بند تركيب بر خصوص ، مىتواند يار و ياورى مددكار باشد . به اين ابيات غرّا بنگريد :
بر نهاده ز بهرِ تاجِ قِدَم * پاى بر فرقِ عالَم و آدم
دو جهان ، پيشِ همّتش به دو جو * سِرِّ ما زاغْ و ما طَغى بشنو
پاىِ او ، تاجِ فرقِ آدم شد * دستِ او ، ركنِ عِلمِ عالَم شد
بار گيرش ، سوى ابد ، معراج * نردبانش ، سوىِ ازل ، منهاج
گفت : سبحانش الَّذي أسْرى * شده ز آنجا به مقصدِ أَقصى
در شب از مسجدِ حرام بكام * رفته و ديده و آمده به مقام
بنموده به دو عيان مولى * آية الصُغرى و آية الكُبرى
يافته جاى خواجهء عقبى * قبهء قربِ ليلة القريى
شده از صخره تا سوىِ رفرف * قاب قوسينِ لطف كرده به كف
گفته و هم شنيده و آمده باز * هم در آن شب به جايگاهِ نماز
قامتِ عرش با همه شرفش * ذرهيى پيشِ ذرورهء شَرَفش
بر نهاده خداى در معراج * بر سرِ ذاتش از لعمرك تاج
با فَتَرْضى ، دلِ تباه كراست ؟ * بالَعَمْرُك ، غمِ گناه كراست ؟