آنجا كه احمد آمد و آيين هر دو عيد * زرتشت ابتر است و حديثِ مبتَّرش
[ خاقانى ]
همچون صباحِ كاذب خيطى ولى مبتَّر * همچون سرابِ شوره خطّى ولى مزوّر
[ شرف الدّين شفروه ]
خاك
؛ در اين جا به معنى پست افتاده است . چنان كه « نظامى » گويد : « نه من خاك توام ، آبم چه ريزى . » [ وحيد ]
نهال
؛ درخت نو نشانده ، درخت نورسته : [ نهالى كه كژ رسته باشد اگر در تقويم او زيادت تكلّفى و تكليفى رود ، بشكند / سند باد نامه / 46 ] [ معين ]
طوبى
؛ مؤنّث أطيب ، پاكيزهتر ، پاكيزه ، نيكو ، خير ، سعادت ( اسم خاصّ ) بهشت ، خلد ، درخت بهشت ، درختى است در بهشت كه گويند به هر خانه از اهل بهشت ، شاخهيى از آن رسد و ميوههاى گوناگون و خوشبو دارد [ غياث اللغات ] طوبى ، بهشت ، زمين بهشت ، درختى در بهشت كه اصل آن در سراى رسول ( ص ) است و هيچ سرايى و غرفهيى و كوشكى در بهشت نيست إلّا شاخى از آن درخت ، سر آنجا دارد .
طوبى ، نام درختى است در بهشت ، اصل او در سراى علىّ بن ابى طالب ( ع ) است و در سراى هر مؤمنى ، شاخى از آن باشد .
بعضى از مفسّرين گفتهاند كه اصل اين كلمه حبشى و به عقيدهء بعضى هندى است [ تفسير ابو الفتوح ، طبع طهران ج 2 صص 192 - 193 - تفسير طبرى ، طبع مصر ج 13 صص 87 - 88 ] وصف اين درخت را كه از ميوهء آن حّلى و حلل و ساخت مراكب و هر چه آرزوى مؤمن است ، بيرون مىآيد - در كتابهاى مذكور مىتوان مطالعه كرد .
صوفيان « طوبى » را به معنى طيب وقت و حالت خوش گرفتهاند . [ حقايق سلمى ، لطايف الاشارات ابو القاسم قشيرى ] [ فروزانفر ، شرح مثنوى شريف 3 / 802 - 801 ]
« شيخ اشراق » سهروردى مقتول - مىنويسد :