تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
اكنون به موارد كاربرد « كفر » در كلام حافظ بنگريد :
خمِ زلفِ تو دامِ كفر و دين است * ز كارستان تو يك شمّه اين است كفرِ زلفش رهِ دين مىزد و آن سنگين دل * در رهش مشعله از چهره بر افروخته بود چه دوزخى چه بهشتى چه آدمى چه مَلَك * به مذهبِ همه كفرِ طريقت است إِمساك خزينه دارىِ ميراث خوارِگان كُفر است * به قولِ مطرب و ساقى به فتوىِ دف و نى در مذهبِ طريقت خامى نشانِ كفر است * آرى طريقِ دولت چالاكى است و چُستى ز كفرِ زلفِ تو ، هر حلقه‌يى و آشوبى * ز سحرِ چشمِ تو هر گوشه‌يى و بيمارى فكرِ خود وراىِ خود در عالَمِ رندى نيست * كفر است درين مذهب خودبينى و خودرايى

حضرت

؛ ( ع ) نزديكى و درگاه و . . و در اين جا مراد پيشگاه مرد كامل است .
در اين حضرت چو مشتاقان نياز آرند ناز آرند * كه با اين درد اگر در بندِ درمان‌اند ، در مانند
[ حافظ 189 / 7 ]
نامِ حافظ گر بر آيد بر زبانِ كِلكِ دوست * از جنابِ حضرتِ شاهم بس است اين ملتمس
[ 261 / 9 ]
چه جرم كرده‌ام اى جان و دل به حضرتِ تو * كه طاعتِ منِ بىدل نمىشود مقبول
[ 300 / 5 ]
شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 285 | سيد محمد دامادى